بوی ماه مهر...

 

چند روز از مهر گذشته هوا هم تقریبا  پاییزی شده ، چه بوی قشنگی گرفته آسمون ، همیشه اول مهرماه حال و هوایی خاص داره ، خاطرات ماه مهر خاطره‌اي قديمي از زندگي گذشته ماست، خاطراتی پر از بوی باران، بوی پاک کن، بوی دفترهای نو،زنگ تفریح، گچ های  رنگی و تخته پاک کن و البته سادگی‌های کودکی ...

 هر سال با آغاز ماه مهر و بازگشایی مدارس، اغلب ما به یاد خاطرات مشترکی از زمان مدرسه خودمان خواهیم افتاد. برخی از این خاطرات مشترک هستند؛ مثل خاطره ما از روپوش و کیف و کتاب‌هایمان، معلم‌هایمان، یا مداد و پاک کن و لوازم تحریرمان.


ادامه نوشته

روز معلم مبارک

ادامه نوشته

10 ارديبهشت روز ملي خليج فارس خجسته باد...

 

خلیج فارس ! مرزهایت از کرانه اروند، تا ساحل سیستان، مرزهای پیام ايران و ايراني است . دیده بان ها در برج های برافراشته ات چشم های بیدار انسانیت اند تا نگذارند آسیبی برسانند به امنیت عشق و صلح جهانی.

تو را می شناسم.چشم های آبی ات را به من بدوز هم سرزمین!سال های سال «هم بغض» و «هم خنده» این خاکِ قدیمی، نشسته ای به تماشایتاریخ پر حادثه ای که در دشت های این سرزمین جولان داده و روز و شب این دیار را رقم زده است. سال های سال، در آغوش عاشقانه «ایران» زندگی کرده ایو قلب زلالت را چون ایینه ای مواج، با پارسیان عاشق در میان نهاده ای.

چگونه نشناسمت؟چگونه مرا نشناسی؟چگونه خاطرات فیروزه ای سال ها بودنت را از یاد ببرم؟! چگونه گوهرهای برآمده از قلب تو را به خاطر نیاورم؟!چگونه تبرک نعمت خیز حضورت را پا به پای عمر وطن نادیده بگیرم؟!

«ایران» تو را دوست می دارد.«ایران»، این مادر همیشه سرفراز تاریخ، این بانوی مغرور شکست ناپذیر،سال ها هم نفسی با تو را در لحظه لحظه غیرت خویش خوگرفته و دست بردار آبروی بلند آوازه خویش نیست... . ایران هنوز جرعه جرعه تو را تشنه است.هنوز از پس این سالیان دراز تو را عاشقانه و آمرانه می طلبد

ای خلیج!ای دریای پارس زبان!ای که در پیراهن شرجی ات، ابرهای آسمان ایران گریسته اند!ای که صدف های دامان مرصّعت، گوشواره دخترکان سرزمین من است! آسوده باش که هیچ لهجه ناشناسی نام تو را بر زبان نخواهد آورد.که هیچ از گردِ راه رسیده ای ریشه های قدمت تو را از این خاک، بیرون نتواند کشید.

هراس نداشته باش.پریشان نشو.من نام تو را آن گونه که از قدیم تا امروز زندگی کرده است،بار دیگر به تمام مدعیان یادآور خواهم شد.من اصالت تو را به تمام توطئه ها نشان خواهم داد. تو را آن گونه که گواه راستین تاریخ است، به چشم های طمع، خالی می کنم.من «خلیج فارس» را به همه می فهمانم.

مادر

 

 

 

 

روز مادر یعنی به تعداد همه روزهای گذشته تو، صبوری! روز مادر یعنی به تعداد همه روزهای آینده تو ،دلواپسی! روز مادر یعنی به تعداد آرامش همه خوابهای کودکانه تو، بیداری ! روز مادر یعنی بهانه  بوسیدن خستگی دستهایی که عمری به پای بالیدن تو چروک شد روز مادر یعنی بهانه در آغوش کشیدن  او که نوازشگر همه سالهای دلتنگی تو بود روز مادر یعنی باز هم بهانه مادر گرفتن....     

   مادرم روزت مبارک

گذری بر احوال دانشجویان...

ساعت ۲ نصف شب (یکی از اتاق ها )      

 ساعت ۳ نصف شب(کل خوابگاه منهای سرپرست )    

 ساعت ۴ صبح هنگام خواب   

  وضعیت تحصیل در خوابگاه ، یه عده خوشحال       

یه عده فقط درس میخونن      

یه عده فقط به فکر تیپ و قیافه ان

بعضی ها هم اینقده خوشحالن که نمیدونن چی کار باید بکنن

اولین روزهای خوابگاه

گفت و گوی صمیمانه برسرآماده کردن صبحانه بعد از گذشت چند روز                  

پایان گفت و گو    

امکانات غذایی  خوابگاه                            

وضعیت شستن ظرف ها در خوابگاه                           

شب امتحان                  

بعد از امتحان       

اواخر ترم وضعیت ۷۰درصد دانشجویان             

روز پدر مبارک.......

 

 

4 ساله كه بودم فكر مي كردم پدرم هر كاري رو مي تونه انجام بده .

5 ساله كه بودم فكر مي كردم پدرم خيلي چيزها رو مي دونه .

6 ساله كه بودم فكر مي كردم پدرم از همة پدرها باهوشتر.

8 ساله كه شدم ، گفتم پدرم همه چيز رو هم نمي دونه.

10 ساله كه شدم با خودم گفتم ! اون موقع ها كه پدرم بچه بود همه چيز با حالا كاملاً فرق داشت.

12 ساله كه شدم گفتم ! خب طبيعيه ، پدر هيچي در اين مورد نمي دونه .... ديگه پيرتر از اونه كه بچگي هاش يادش بياد.

14 ساله كه بودم گفتم : زياد حرف هاي پدرمو تحويل نگيرم اون خيلي اُمله .

16 ساله كه شدم ديدم خيلي نصيحت مي كنه گفتم باز اون گوش مفتي گير اُورده .

18 ساله كه شدم . واي خداي من باز گير داده به رفتار و گفتار و لباس پوشيدنم همين طور بيخودي به آدم گير مي ده عجب روزگاريه .

21 ساله كه بودم پناه بر خدا بابا به طرز مأيوس كننده اي از رده خارجه

25 ساله كه شدم ديدم كه بايد ازش بپرسم ، زيرا پدر چيزهاي كمي درباره اين موضوع مي دونه زياد با اين قضيه سروكار داشته .

30 ساله بودم به خودم گفتم بد نيست از پدر بپرسم نظرش درباره اين موضوع چيه هرچي باشه چند تا پيراهن از ما بيشتر پاره كرده و خيلي تجربه داره .

40 ساله كه شدم مونده بودم پدر چطوري از پس اين همه كار بر مياد ؟ چقدر عاقله ، چقدر تجربه داره .

50 ساله كه شدم حاضر بودم همه چيز رو بدم كه پدر برگرده تا من بتونم باهاش دربارة همه چيز حرف بزنم ! اما افسوس كه قدرشو نتونستم خيلي چيزها مي شد ازش ياد گرفت !

 

 روز پدر به همه ی پدرها تبریک میگم امیدوارم همه مون قدر پدر هامون رو بدونیم....

Funny and Cool Ideas

 

ادامه نوشته

فرق آسان و مشکل


Easy is to dream every night
Difficult is to fight for a dream

خوابیدن در هر شب آسان است

ولی مبارزه با آن مشکل است

Easy is to show victory

Difficult is to assume defeat with dignity

نشان دادن یپروزی آسان است

قبول کردن شکست مشکل است


Easy is to admire a full moon

Difficult to see the other side

حظ کردن از یک ماه کامل آسان است

ولی دیدن طرف دیگر آن مشکل است


Easy is to stumble with a stone

Difficult is to get up

زمین خوردن با یک سنگ آسان است

ولی بلند شدن مشکل است


Easy is to enjoy life every day
Difficult to give its real value
لذت بردن از زندگی آسان است

ولی ارزش واقعی دادن به آن مشکل است

 
Easy is to promise something to someone

Difficult is to fulfill that promise

قول دادن بعضی چیز ها به بعضی افراد آسان است

ولی وفای به عهد مشکل است

 
Easy is to say we love

Difficult is to show it every day

گفتن اینکه ما عاشقیم آسان است

ولی نشان دادن مداوم آن مشکل است


Easy is to criticize others

Difficult is to improve oneself

انتقاد از دیگران آسان است .

ولی خودسازی مشکل است.


Easy is to make mistakes
Difficult is to learn from them

ایراد گیری از دیگران آسان است

عبرت گرفتن از آنها مشکل است


Easy is to weep for a lost love

Difficult is to take care of it so not to lose it

گریه کردن برای یک عشق دیرینه آسان است

ولی تلاش برای از دست نرفتن آن مشکل است

 
Easy is to think about improving

Difficult is to stop thinking it and put it into action

فکر کردن برای پیشرفت آسان است

متوقف کردن فکر و رویا و عمل به آن مشکل است


Easy is to think bad of others

Difficult is to give them the benefit of the doubt

فکر بد کردن در مورد دیگران آسان است

رها ساختن آنها از شک و دودلی مشکل است


Easy is to receive
Difficult is to give
دریافت کردن آسان است

اهدا کردن مشکل است


Easy to read this
Difficult to follow

خوندن این متن آسان است

ولی پیگیری آن مشکل است


Easy is keep the friendship with words
Difficult is to keep it with meanings

حفظ دوستی با کلمات آسان است
حفظ آن با مفهوم کلمات مشکل است

نابغه هایی که در دوران خود کودن شمرده می شدند!!!!!!!!!


1. آلبرت اينشتين (Albert Einstein) در کودکي دچار بيماري ديسلسيک بود. يعني معني و مفهوم کلمات و عبارات را درست تشخيص نمي داد. معلم آلبرت اينشتين او را عقب مانده ذهني، غير اجتماعي و هميشه غرق در روياهاي احمقانه توصيف مي کرد، ضمنا وي دوبار در امتحانات کنکور دانشگاه پلي تکنيک زوريخ مردود شد!


گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org

ادامه نوشته

وقت شناسی !!!!!!!!!!!!

وقت شناسی‌ !      0002031F.gif

در مراسم تودیع پدر پابلو، کشیشی که ۳۰ سال در کلیسای شهر کوچکی خدمت کرده و بازنشسته شده بود،توسط یکی‌ از سیاستمداران اهل محل  دعوت شده بود.
در روز موعود،  سیاستمدار تاخیر داشت و بنابراین کشیش تصمیم گرفت کمی‌ برای مستمعین صحبت کند.
پشت میکروفن قرار گرفته و گفت: ۳۰ سال قبل وارد این شهر شدم.
انگار همین دیروز بود.
راستش را بخواهید، اولین کسی‌ که برای اعتراف وارد کلیسا شد، مرا به وحشت انداخت.
به دزدی هایش، باج گیری، رشوه خواری، هوس رانی‌، زنا با محارم و هر گناه دیگری که تصور کنید اعتراف کرد.
آن روز فکر کردم که جناب اسقف اعظم مرا به بدترین نقطه زمین فرستاده است ولی‌ با گذشت زمان و آشنایی با بقیه اهل محل دریافتم که در اشتباه بوده‌ام و این شهر مردمی نیک دارد.

در این لحظه سیاستمدار وارد کلیسا شده و از او خواستند که پشت میکروفن قرار گیرد.
در ابتدا از اینکه تاخیر داشت عذر خواهی‌ کرد و سپس گفت که به یاد دارد که زمانیکه پدر پابلو وارد شهر شد، من اولین کسی‌ بود که برای اعتراف مراجعه کردم.

سه گانه های زندگی

 

سه چیز در زندگی پایدار نیستند:

رویاهاموفقیت هاشانس

 

سه چیز در زندگی قابل برگشت نیستند:

زمانکلماتموقعیت

 

سه چیز در زندگی انسان را خراب می کنند:

الکلغرورعصبانیت

 

سه چیز انسان ها را می سازند:

کار سختصدق و صفاتعهد

 

سه چیز در زندگی خیلی با ارزشند:

عشقاعتماد به نفسدوستان

 

سه چیز در زندگی هستند که نباید از یاد بروند:

صداقت .امید .آسایش

و.....

وارد نشوید! اینجا حریم من است


مدام توي اتاقش سرك مي‌كشند، مدام كيف مدرسه‌اش را زير و رو مي‌كنند، جيب لباس‌هايش را كه نگو؛ هميشه آنها را وارسي مي‌كنند، كشوي ميز تحرير، لاي دفترچه‌ها، كيف پول حتي زير قاليچه اتاقش هم در امان نمانده‌اند.

وقتي او هست، كسي جرات اين كارها را ندارد، چون همه مي‌دانند اگر بفهمد پدر و مادر همه دار و ندارش را بازرسي مي‌كنند، كفرش بالا مي‌آيد و عصبي مي‌شود. براي همين با احتياط به زير و بم اتاق او ناخنك مي‌زنند تا شايد مدركي پيدا كنند كه بگويد پسرشان كار اشتباهي كرده است.

با اين كه تا به حال چيزي پيدا نكرده‌اند، اما حس وسواس‌گونه‌اي امان‌شان نمي‌دهد و ولع جستجوي وسايل او را بيشتر مي‌كند. آنها مي‌گويند خودشان هم كه بچه بودند، پدر و مادرشان بي‌آن كه به آنها امان بدهند، وسايلشان را مي‌قاپيدند و بازرسي‌شان مي‌كردند. آن روزها البته اين كار به مذاقشان خوش نمي‌آمد اما حالا كه خودشان صاحب فرزند شده‌اند مي‌دانند زواياي پنهان اعمال و رفتار بچه‌ها چقدر مي‌تواند آزاردهنده باشد،

ولي چه مي‌شود كرد، اين روزها بچه‌ها تودارتر از گذشته شده‌اند و مراقبت‌كردن‌شان مهارت بيشتري مي‌خواهد.

شايد كمتر خانه‌اي را بتوان پيدا كرد كه اين افكار تا به حال از ذهن افرادش نگذشته باشد يا بعضي‌هايشان دست به انجام چنين اعمالي نزده باشند. پي بردن به جزئي‌ترين اطلاعات شخصي بچه‌ها مثل ويروسي مي‌ماند كه با بزرگ‌تر شدن آنها، او هم رشد مي‌كند و بتدريج همه فضاي ذهن پدر و مادر را مي‌گيرد. آنها دائم كنجكاوند بدانند در فضاهاي پيدا و ناپيداي ارتباطات خصوصي بچه‌ها چه مي‌گذرد و آنها چه ميزان از حقايق زندگي‌‌شان را بدون آن كه سايه دروغ و پنهانكاري بر آن انداخته باشند، بازگو مي‌كنند.

البته انگار آنها براي فرونشاندن آتش نگراني‌هايشان راهي جز كنجكاوي ندارند ولي اين حق هم براي همه بچه‌ها محفوظ است تا آنچه را كه قانون، حريم خصوصي‌اش مي‌خواند براي خودشان حفظ كنند.

به حريم شخصي‌ام احترام بگذار

بيشتر ما حريم هر چيزي را محترم مي‌دانيم مگر حريم خصوصي بچه‌هايمان را. وقتي در خانه همسايه‌مان باز است، وقتي مسافر كنار دستي‌مان كيفش را باز مي‌كند، وقتي 2 نفر آرام با هم حرف مي‌زنند، وقتي كسي مشغول نوشتن پيامك با تلفن همراهش است و... از اين كه چشم و گوش تيز كنيم و سر از كار و حرف‌هايشان در بياوريم حتي اگر خيلي كنجكاو شده باشيم، از اين كار ابا مي‌كنيم، اما وقتي طرف مقابلمان نه يك دوست، همسايه يا فردي غريبه بلكه فرزندانمان مي‌شود، مرزها را نديده مي‌گيريم و نسبت به وجود حريمي امن براي آنها بي‌تفاوت مي‌شويم.

ولي اين حق همه آدم‌هاست حتي اگر خيلي كوچك و مجبور به اطاعت از ما باشند.

حريمي چون لبه تيغ

اگر حريم خصوصي كودك را لبه برنده تيغ بدانيم بيراه نيست، مرزي چنان باريك كه راه رفتن روي آن به مهارت نياز دارد و ناديده گرفتنش سبب بروز مشكل خواهد شد.

ماجرا اين است كه پدر و مادرها عهده‌دار تربيت فرزند و شكوفا كردن استعدادهاي او هستند و بايد نظارتي دائمي بر او داشته باشند و سلامت اخلاق و روانش را تامين كنند. در مقابل، فرزند نيز كه بايد بدرستي تربيت شود، حقوقي دارد و حريمي كه كسي نبايد آن را تهديد كند.

اين در حالي است كه فرزندان امروز با دنياي متفاوتي روبه‌رو هستند و اگر از ارتباط با همنوعشان منع شوند و هزار بايد و نبايد بزرگ‌ترها راه‌هاي ارتباطي آنها را با دنياي بيرون قطع كند باز با جهاني تازه روبه‌رو هستند كه آنها را غرق دنياي مجازي و عالم بي‌انتهايش مي‌كند، يعني اينترنت.

پس امروز اگر پدر و مادرها بچه‌ها را در يك اتاق و جلوي چشم خود ميخكوب كنند، آنها مي‌توانند با كمك اينترنت ارتباطات نويي را آغاز كنند و ذهنشان را به دنياي بدون مرز پرواز بدهند.

حالا اگر قبول كنيم، كودك و نوجوان اين دوران، دانش بهره‌گيري‌اش از فناوري‌هاي نوين از اغلب بزرگ‌ترها جلوتر است، بايد اين را هم بپذيريم كه تعداد كمي از پدر و مادرها مي‌توانند استفاده فرزندشان از دنياي اطلاعات را بدرستي محدود كنند.

حريم خصوصي و قانون

اما با وجود تمام اين بحث‌ها لزوم رعايت حريم خصوصي افراد، فارغ از سن و جنس آنها آنقدر موضوع مهمي است كه اعلاميه جهاني حقوق بشر نيز به آن پرداخته است.

نكته اصلي اين است كه هر قدر ارتباط عاطفي و ميزان صميميت ميان والدين و كودك قوي‌تر باشد، به همان ميزان، اطلا‌ع والدين از كارهاي كودكان بيشتر مي‌شود62 سال پيش، نويسندگان اين اعلاميه در ماده 12 آن تاكيد كردند كه احدي حق مداخله خودسرانه در زندگي خصوصي، امور خانوادگي، اقامتگاه يا مكاتبات هيچ فردي را ندارد، چراكه هر انساني نسبت به اموال، زندگي و رفت و آمدهايش حق مصونيت دارد. درواقع از نظر اعلاميه جهاني حقوق بشر، كودك نيز به اندازه يك انسان كامل، حريمي قابل احترام دارد اما وقتي كنوانسيون حقوق كودك تاكيد مي‌كند، پدر و مادرها جهت كنترل فرزندان‌شان مي‌توانند به حريم خصوصي آنها وارد شوند، بناچار ورود به اين حريم از سوي آنها پذيرفتني مي‌شود.

پس در اين شرايط دوگانه بهترين راه‌حل، انتخاب روشي است كه در آن هم حريم خصوصي كودك حفظ شود و هم حفظ اين حريم مانع نظارت پدر و مادرها نشود.

صميميت، كليد زندگي بي‌دغدغه

دكتر حسن پاشا شريفي، عضو هيات علمي دانشگاه و روان‌شناس در اين باره وجود صميميت در خانواده‌ها را عاملي براي كمرنگ شدن مرزهاي سفت و سخت ميان فرزندان و والدين مي‌داند و به «جام‌جم» مي‌گويد: در ارتباط با حريم خصوصي فرزندان و نقش نظارتي والدين بر آنها، نكته مهم اين كه هر قدر ارتباط عاطفي و ميزان صميميت ميان پدر و مادرها و فرزندان قوي‌تر باشد، به همان ميزان، خبردار شدن پدر و مادر از كارها و تصميمات بچه‌ها بيشتر مي‌شود.

در واقع در يك خانواده سالم، ارتباطات بايد طوري باشد كه فرزندان به پدر و مادرها اعتماد كنند و بتوانند بدون ترس، هرگونه مشكل يا وسوسه‌اي را كه گرفتارش شده‌اند، با آنها در ميان بگذارند و مطمئن باشند اگر روابط به اين شكل باشد، آن وقت بچه‌ها ديگر چيزي براي پنهان كردن نخواهند داشت.

او توضيح مي‌دهد: وقتي ارتباط عاطفي و تنگاتنگي ميان اعضاي خانواده برقرار باشد، چيزي كه بايد در مقابل پدر و مادر از آن محافظت كرد نيز وجود نخواهد داشت، چون بچه‌ها به رازداري و قابل اعتمادي پدر و مادرهايشان باور دارند.

البته در اين ميان والدين نيز وظيفه دارند پس از شنيدن رازهاي فرزندان خود بي‌آن‌كه آنها را سرزنش كرده و در مقابلشان جبهه بگيرند يا حتي آنها را نصيحت كنند بايد با لحني صميمانه و دلسوزانه پيامدهاي احتمالي كارهايي را كه انجام داده‌اند برايشان توضيح دهند. اين در حالي است كه پدر و مادرها نبايد بچه‌ها را مجبور به پذيرفتن حرف‌هايشان كنند و با آنها طوري رفتار كنند كه بچه‌ها خودشان به نتيجه برسند كه چه كاري را انجام دهند و چه كاري را نه.

اين روان‌شناس ادامه مي‌دهد: وقتي فرزندان از سن كودكي خارج شدند ديگر نبايد تابع محض ما باشند و بايد به همان ميزاني كه بزرگ‌تر مي‌شوند از آزادي عمل بيشتري هم برخوردار شوند يعني ما بايد براي آنان حريم استقلال و آزادي قائل شويم و در اموري چون انتخاب لباس و انتخاب دوست، دست آنها را از دوران كودكي‌شان بازتر بگذاريم. اين در شرايطي است كه بايد در تمام مراحل زندگي، راهنما و دلسوز خوبي برايشان باشيم و طوري با آنها رفتار كنيم كه مطمئن باشند به آنان علاقه‌منديم.

پاشا شريفي توضيح مي‌دهد: در واقع در روش برخورد با فرزندان بايد ياد بگيريم كه به جاي ورود به حريم خصوصي بچه‌ها، آنان را طوري بار بياوريم كه به ما اعتماد داشته و با ما احساس نزديكي و يگانگي كنند و به همين خاطر چيزي را از ما پنهان نكنند.

اما به هر ترتيب هرجوان يا نوجواني ممكن است به عللي با برخي مسائل روبه‌رو شود و نخواهد آن را با پدر و مادرش در ميان بگذارد كه در چنين شرايطي اگر پدر و مادر متوجه موضوع شدند، بايد به صورت غيرمستقيم با بچه‌ها گفتگو كرده و نظرات راهنمايي گونه‌شان را به آنها منتقل كنند.

اين روان‌شناس در ادامه به وجود برخي خانواده‌هاي غيرصميمي كه نمي‌توانند اعتماد فرزندان را جلب كنند، اشاره مي‌كند و مي‌گويد: در بيشتر اين خانواده‌ها كه پدر و مادرها مدام در كار فرزندان سرك مي‌كشند، بچه‌ها مشكلي ندارند بلكه مشكل از خود والدين است كه ممكن است به اختلالات شخصيتي و روان‌شناختي گرفتار باشند.

در واقع برخي پدر و مادرها ممكن است افرادي كودك آزاد باشند و به همين دليل در كارهاي فرزندان دخالت‌هاي نابجا بكنند كه لازم است چنين افرادي با شركت در كلاس‌هاي آموزشي، مهارت‌هاي زندگي و فرزندپروري را بياموزند.

پاسخ آلبرت انیشتین به خواستگارش


می گویند "مریلین مونرو " یک وقتی نامه ای نوشت به " البرت اینشتین " که فکرش را بکن که اگر من و تو ازدواج کنیم بچه ها یمان با زیبایی من و هوش و نبوغ تو چه محشری می شوند !

اقای " اینشتین " هم نوشت :
ممنون از این همه لطف و دست و دلبازی خانم .واقعا هم که چه غوغایی می شود !
ولی این یک روی سکه است .
فکرش را بکنید که اگر قضیه بر عکس شود چه رسوایی بزرگی بر پا می شود !

چه حسی داره جشن فار التحصیلی!!!!!!!!!!!!



جشن فراغ التحصیلی 87-86


جشن فارغ التحصیلی 87-86


جشن فارغ التحصیلی 87-86


جشن فارغ التحصیلی 87-86


پول خوشبختی می آورد؟

نتایج تحقیقات تازه‌ای که توسط دانشکده بازرگانی هاروارد و
دانشگاه بریتیش کلمبیا در ونکوور انجام شده است، نشان می‌دهد که پول موجب خوشبختی
و شادی نمی‌شود، ولی چگونگی مصرف آن می‌تواند موجب شادی بیشتر افراد شود.

نتایج این تحقیق در
آخرین شماره مجله Science

منتشر شده است :

در مجموع ۳ آزمایش انجام شد:

در اولین تحقیق از ۶۳۲ آمریکایی خواسته شد که میزان شادی خود را
شخصا ارزیابی کنند و به آن
نمره‌ای بین ۱ تا ۵ بدهند، درآمد سالانه خودشان را گزارش کنند و تخمین بزنند که در
عرض یک ماه چقدر پول صرف هزینه‌های جاری، خرید هدیه برای خود و دیگران می‌کنند و
چقدر پول برای فعالیت‌های خیرخواهانه خرج می‌کنند. این تحقیق نشان داد که کسانی که
پول بیشتری برای دیگران خرج می‌کنند، احساس شادی بیشتری می‌کنند.

 71014_MoneyHappiness_vl-vertical.jpg

تحقیق دوم ابعاد کوچک‌تری داشت، در این تحقیق از ۱۶ کارمند یک
شرکت در بوستون خواسته شد که میزان شادی خود را یک ماه قبل از دریافت پاداش ۵ هزار
دلاری و سپس ۶ تا ۸ هفته بعد از دریافت پاداش ارزیابی کنند و به آن نمره‌ای بین ۱ تا
تا ۵ بدهند. همچنین از آنها خواسته شد که چگونگی خرج کردن پاداششان را گزارش کنند.
باز هم افرادی که میزان بیشتری از پول خود را صرف کارهای بشردوستانه و یا دیگران می‌کردند، میزان شادی بیشتری احساس می‌کردند.

تحقیق سوم در دانشگاه کلمبیا انجام شد و در آن مبلغی بین ۵ تا
۲۰ دلار به گروهی از مردم داده شد و به علاوه به آنها دستورالعمل هزینه کردن این
مبلغ هم داده شد. این گروه از مردم مورد آزمایش مجبور بودند که این پول را تا ساعت
۵ بعد از ظهر همان روز خرج کنند. بعضی‌های وادار شدند که این پول را صرف کرایه و یا
هزینه‌های جاری کنند و از برخی دیگر خواسته شد این پول را صرف خرید هدیه برای
خودشان یا دیگران یا دادن اعانه کنند. باز هم مثل دو تحقیق قبل گروهی از مردم که
پول را صرف دیگران کرده بودند، احساس شادی بیشتری داشتند

به نظر می‌رسد که پول شادی نمی‌خرد مگر اینکه آن را صرف دیگران کرده باشید.

داس ... تان

                      

 
 
 
يک روز خانواده ي لاک پشتها تصميم گرفتند که به پيکنيک بروند. از آنجا که لاک پشت ها به صورت طبيعي در همه ي موارد يواش عمل مي کنند، هفت سال طول کشيد تا براي سفرشون آماده بشن!

در نهايت خانواده ي لاک پشت خانه را براي پيدا کردن يک جاي مناسب ترک کردند. در سال دوم سفرشان (بالاخره) پيداش کردند. براي مدتي حدود شش ماه محوطه رو تميز کردند، و سبد پيکنيک رو باز کردند، و مقدمات رو آماده کردند. بعد فهميدند که نمک نياوردند!

پيکنيک بدون نمک يک فاجعه خواهد بود، و همه آنها با اين مورد موافق بودند. بعد از يک بحث طولاني، جوانترين لاک پشت براي آوردن نمک از خانه انتخاب شد.

لاک پشت کوچولو ناله کرد، جيغ کشيد و توي لاکش کلي بالا و پايين پريد، گر چه او سريعترين لاک پشت بين لاک پشت هاي کند بود!

او قبول کرد که به يک شرط بره؛ اينکه هيچ کس تا وقتي اون برنگشته چيزي نخوره. خانواده قبول کردن و لاک پشت کوچولو به راه افتاد.

سه سال گذشت... و لاک پشت کوچولو برنگشت. پنج سال ... شش سال ... سپس در سال هفتم غيبت او، پيرترين لاک پشت ديگه نمي تونست به گرسنگي ادامه بده . او اعلام کرد که قصد داره غذا بخوره و شروع به باز کردن يک ساندويچ کرد.

&در اين هنگام لاک پشت کوچولو ناگهان فرياد کنان از پشت يک درخت بيرون پريد،« ديديد مي دونستم که منتظر نمي مونيد. منم حالا نمي رم نمک بيارم»!!!!!!!!!!!!!!!!!



نتيجه اخلاقي:

بعضي از ماها زندگيمون صرف انتظار کشيدن براي اين مي شه که ديگران به تعهداتي که ازشون انتظار داريم عمل کنن. آنقدر نگران کارهايي که ديگران انجام ميدن هستيم که خودمون (عملا) هيچ کاري انجام نميديم.
 

جهان سوم از دید پروفسور حسابی

آخر ساعت درس یک دانشجوی دوره دکترای نروژی ، سوالی مطرح کرد: استاد،شما که از جهان سوم می آیید،جهان سوم کجاست ؟؟ فقط چند دقیقه به آخر کلاس مانده بود.من در جواب مطلبی را فی البداهه گفتم که روز به روز بیشتر به آن اعتقاد پیدا می کنم. به آن دانشجو گفتم: جهان سوم جایی است که هر کس بخواهد مملکتش را آباد کند،خانه اش خراب می شود و هر کس که بخواهد خانه اش آباد باشد باید در تخریب مملکتش بکوشد

تنفر از رنگها....

 


    
    اگر از هر كدام از اين رنگ‌ها متنفريد مي‌تواند نشانگر اين موضوع باشد كه‌:
    قرمز:
    بسيار دلواپس و نااميد هستيد. شايد هم از خستگي و ضعف جسمي رنج مي‌بريد. امكان دارد كه در روابط جنسي و حتي در موقعيت اجتماعي شكست خورده باشيد. اما مشكل واقعي‌تان اين است كه هميشه دنبال هدف‌هاي بزرگ و غيرعملي مي‌رويد و وقتي هم كه شكست مي‌خوريد در لاك خود فرو مي‌رويد. چه عيبي دارد كه دنبال يك زندگي معمولي باشيد؟ بايد اين دو موضوع را هميشه به خاطر داشته باشيد. اگر معيار موفقيت ثروت بود، پس ثروتمندان مي‌بايست خوشبخت‌ترين آدمها باشند كه معمولاً اين طور نيست‌.
    
    نارنجي‌:
    به خاطر عمر و سالهايي كه به بطالت تلف كرده‌ايد بر خود خشم داريد ولي يادتان نرود كه فقط شمانيستيد كه مسؤوليت همه بدبختي‌هاي دنيا را بر دوش داريد اگر بتوانيد مشكلات خصوصي خود و خانواده‌اتان را حل كنيد مطمئن باشيد كه خيلي زرنگيد.
    
    آبي‌:
    از زندگي و يكنواختي آن خسته شده‌ايد. احتياج به تنوع و هيجان داريد و به همين زودي هاست كه قيد و بندهاي زندگي را از هم خواهيد گسست‌. در دوره‌اي هستيد كه احساس مي‌كنيد دلتان مي‌خواهد همه چيز را تغيير بدهيد و دستي بر سر و صورت خود بكشيد و شايد هم فرم موها را عوض كنيد و لباستان را تغيير بدهيد.
    
    زرد:
    بسيار حساس و بدبين هستيد و از هر چيز بديع و مدرن بدتان مي‌آيد و برايتان قابل هضم نيست كه يك حكومت ميليون‌ها دلار خرج رفتن به كره ماه را بكند در حالي كه كره زمين پر از انسانهاي مستحق كمك مي‌باشد. مردم هميشه شما را اخمو و عصباني مي‌يابند.
    
    قهوه‌اي‌:
    ترستان از اين است كه نتوانيد مأموريت تان را به اتمام برسانيد. چه مأموريتي‌؟ آيا فكر مي‌كنيد اگر همه دانش‌هاي دنيا را هم در ذهن و مغز كوچك تان جاي بدهيد آخرش به كجا خواهيد رسيد؟ تا دير نشده كمي هم به تفريح برسيد. به عشق فكر كنيد كه حتي عذابش نيز شيرين است‌.
    
    سبز:
    اگر از اين رنگ متنفريد حتماً يك ايرادي داريد. اگر در هدف هايتان شكست خورده‌ايد چرا ديگران را شماتت مي‌كنيد؟ خودتان را تنهاترين موجود روي زمين حس مي‌كنيد و با اين شخصيتي كه داريد ديگران حق دارند تنهايتان بگذارند. سعي كنيد به جاي خودخوري به كتابخانه برويد و در اجتماعات شركت كنيد و خودتان را از برج عاجي كه ساخته‌ايد بيرون بيندازيد تا ببينيد كه دنيا با تمام بدي‌هايش چقدر با ارزش است‌.
    
    خاكستري‌:
    زندگي بر عليه شما بوده است از همه چيز محروم بوده‌ايد و اين خشمگين‌تان مي‌كند. حسود نيستيد ولي از سرنوشت بدتان شكايت داريد آيا فقط شما هستيد كه به همه آرزوهايتان نرسيده‌ايد؟ يادتان نرود كه ممكن است شما يكي از خوشبخت‌ترين مردم روي زمين نباشيد ولي بدبخت‌ترين هم نيستيد.
    
    سياه‌:
    فكر مي‌كنيد در دنيا، بدي وجود ندارد. فكر مي‌كنيد بدبختي فقط افسانه است و به كره زمين ربطي ندارد. خودتان را كامل مي‌دانيد و سعي مي‌كنيد كه اشتباه نكنيد ولي اگر مرتكب اشتباه شديد هرگز اعتراف نخواهيد كرد.
    
    سفيد:
    اگر شما از سفيد متنفريد، يا اگر هاله مغناطيسي دور بدن‌تان فاقد اين رنگ است با عرض معذرت بايد بگوييم در اسرع وقت با روان‌پزشك يك تماس داشته باشيد.


یاد دهید تا یاد بگیرید!!!

-->

 

خوبي‎هايي كه در ديگران پيدا مي‎كند، در وجود خودتان نيز نهفته‎اند. بدي‎هايي كه در ديگران پيدا مي‎كنيد، در وجود خودتان نيز نهفته‎اند. براي تشخيص خوب از بد بايد ابتدا خوبي و بدي را بشناسيد. زيبايي‎اي كه در اطراف خود مي‎بينيد، در وجود خودتان نهفته است‎. دنياي پيرامون شما بسان آينه‎ است‎، آينه‎اي كه هويت واقعي شما را منعكس مي‎كند. براي عوض كردن پيرامون خود، بايد ابتدا خود را تغيير دهيد. شكوه و شكايت فقط اوضاع را وخيم‎تر مي‎كند. هرچه برايش اهميت قائل هستيد، مسئوليت شماست‎. هر آنچه در ديگران مي‎بينيد، نشان دهندة هويت واقعي شماست‎. پس به دنبال‎ يافتن بهترين‎ها و خوبي‎ها در ديگران باشيد تا بهترين باشيد. اهدا كننده باشيد تا به شما اهدا شود. لب به‎ تحسين زيبايي‎ها بگشاييد تا زيبا شويد. خلاقيت و ابتكار را بستاييد تا خلاق و مبتكر شويد. عشق بورزيد تا به شما عشق ورزيده شود. درك كنيد تا دركتان كنند. گوش كنيد تا صدايتان شنيده شود. ياد دهيد تا ياد بگيريد.

یک ترم دانشجو چگونه می گذرد؟!!!!!!

شروع ترم

یک هفته بعد از شروع ترم


دو هفته بعد از شروع ترم

قبل از میان ترم

در طول امتحان میان ترم

بعد از امتحان میان ترم

قبل از امتحان پایان ترم

اطلاع از برنامه پایان ترم




7 روز قبل از پایان ترم


6 روز قبل از پایان ترم


5 روز قبل از پایان ترم


4 روز قبل از پایان ترم


2 روز قبل از پایان ترم


1 روز قبل از پایان ترم

شب قبل از امتحان


1 ساعت قبل از امتحان

در طول امتحان

هنگام خروج از سالن امتحان



بعد از امتحان

ازدواج به روایت کاریکاتور!!!!!!!!!!!

ضرورت دانستن رسوم و نوع نگاه طرف مقابل در جریان ازدواج امری حیاتی و تاثیر گذار است موضوعی که به همراه سادگی در ازدواج فراموش می شود.
ازدواج پیچیدگی های زیادی دارد که باید به آن توجه کرد !
کاریکاتوریست: محسن ملکی

کاریکاتور ازداج

کاریکاتور ازداج

کاریکاتور ازداج

کاریکاتور ازداج

کاریکاتور ازداج

کاریکاتور ازداج

کاریکاتور ازداج

به آرامی آغاز به مردن می کنی...

شعری از پابلو نرودا با ترجمه ی  احمد شاملو

به آرامی آغاز به مردن می‌کنی
اگر سفر نکنی،
اگر کتابی نخوانی،
اگر به اصوات زندگی گوش ندهی،
اگر از خودت قدردانی نکنی.

 به آرامی آغاز به مردن می‌کنی
زمانی که خودباوری را در خودت بکشی،
وقتی نگذاری دیگران به تو کمک کنند.

به آرامی آغاز به مردن می‌کنی
اگر برده‏ی عادات خود شوی،
اگر همیشه از یک راه تکراری برویاگر روزمرّگی را تغییر ندهی
اگر رنگ‏های متفاوت به تن نکنی،
یا اگر با افراد ناشناس صحبت نکنی.

تو به آرامی آغاز به مردن می‏کنی
اگر از شور و حرارت،
از احساسات سرکش،
و از چیزهایی که چشمانت را به درخشش وامی‌دارند،
و ضربان قلبت را تندتر می‌کنند،
دوری کنی . .. ، 

تو به آرامی آغاز به مردن می‌کنی
اگر هنگامی که با شغلت،‌ یا عشقت شاد نیستی، آن را عوض نکنی،
اگر برای مطمئن در نامطمئن خطر نکنی،
اگر ورای رویاها نروی،
اگر به خودت اجازه ندهی
که حداقل یک بار در تمام زندگی‏ات
ورای مصلحت‌اندیشی بروی . .
-
امروز زندگی را آغاز کن
!امروز مخاطره کن!

امروز کاری کن!نگذار که به آرامی بمیری!شادی را فراموش نکن!

نظرتون چیه؟؟؟؟!!!!!

 


10 روش برای داشتن فرزندانی مسئولیت پذیر


همه ما دوست داریم فرزندانی مسئولیت پذیر داشته باشیم. اما چطور می توانیم اطمینان یابیم که فرزندانمان این درس ها را به خوبی آموزش می بینند؟ در این مقاله چند راه برای مسئولیت پذیر کردن فرزندانتان به شما نشان می دهیم.

۱) از همان بچگی بعضی از کارها را به آنها واگذار کنید.

بچه های کوچک، حتی بچه های دو ساله، علاقه ی خیلی زیادی به کمک کردن دارند. اگر صبور و خلاق باشید، مطمئن باشید خیلی بیشتر از آنچه شما فکر می کنید از دستشان برمی آید. اینکار باعث می شود وقتی بزرگتر شدند، در کارهایشان اعتماد به نفس و شور و اشتیاق داشته باشند.

۲) برای کارهایشان پاداش نگذارید.

اگر می خواهید حس مسئولیت پذیری به صورت طبیعی و عمقی در وجود فرزندانتان شکل گیرد، باید بتوانند ارزش واقعی کارهایشان را درک کنند. اگر فقط روی چیزی که به عنوان پاداش خواهند گرفت متمرکز شوند، این را یاد نخواهند گرفت.

۳) وقتی اشتباه میکنند، عواقبی طبیعی برای آنها در نظر بگیرید.

اگر عادت کرده اند که همیشه وسایل بازیشان را جایی جا بگذارند، باید بگذارید با نتایج و عواقب کارهایشان هم روبه رو شوند. شاید لازم باشد که برای بازی بعدیشان از کسی دستکش قرض بگیرند، یا شاید هم اگر گم شده باشد، مجبور شوند یک دستکش نو بخرند. اگر هر وقت که چیزی را گم می کنند شما کمکشان کنید، هیچوقت در زندگی مسئولیت پذیر نخواهند شد.

۴) وقتی می بینید جایی احساس مسئولیت کرده اند، آن را بر زبان بیاورید.

هر رفتاری که از آنها می بینید و خوشتان می آید را جلوی خودشان به زبان بیاورید. اینکار باعث می شود با شور و شوق بیشتری باز آن کار را تکرار کنند.

۵) هر از گاهی درمورد مسئولیت پذیری با آنها صحبت کنید.

مسئولیت پذیری را به عنوان یک ارزش خانوادگی به آنها معرفی کنید و اهمیت آن را برایشان توضیح دهید.

۶) خودتان الگوی مسئولیت پذیری برای فرزندانتان باشید.

آنها همه چیز را از شما یاد می گیرند، پس مراقب رفتارهایتان باشید. سعی کنید همیشه خوش قول باشید. مطمئن باشید که آنها همه ی کارهایتان را زیر ذره بین دارند.

۷) از همان کودکی به آنها پول توجیبی بدهید.

بگذارید از همان دوران کودکی، تصمیمات مربوط به امور مالیشان را خودشان بگیرند. با این روش خیلی زود چم و خم پول خرج کردن دستشان می آید. اما اگر زود پولشان را تمام کردند، تنبیهشان نکنید.

۸) باور داشته باشید که کودکانتان مسئولیت پذیر هستند.

باور شما به مسئولیت پذیری آنها، خیلی زود به خودشان منتقل خواهد شد و سطح توقعاتشان را بالاتر خواهند برد. حتی وقتی خرابکاری می کنند هم این باور را از دست ندهید.

۹) به آنها یاد بدهید که مسئولیت پذیر باشند.

با آنها صحبت کنید و بگویید که توقع چه رفتاری از آنها را دارید. وقتی آنها ندانند که مسئولیت پذیری چیست، چطور می توانند مسئولیت پذیر باشند؟

۱۰) از دیگران هم راهنمایی و کمک بگیرید.

بعضی وقت ها خیلی سخت است که خودتان بفهمید در برخورد با فرزندتان خیلی سخت گیرید یا آسان گیر. می توانید با پدر و مادرهای دیگر صحبت کنید، کتاب بخوانید، به مشاوران مخصوص مراجعه کنید، هر کاری از دستتان برمی آید انجام دهید تا احساس کنید که برای بار آوردن فرندتان تنها نیستید.

15 درس زندگی که در هیچ مدرسه ای به ما یاد نمیدهند!

 

همگي ما همزمان با تحصيل در مدارس، درسهايي از زندگي نيز مي آموزيم كه هردوي آنها مهم است .

مشكل اصلي اين است كه زندگي قبل از ما هم جريان داشته و ما را هم مانند ديگران در مسيرش با خود مي برد و اين در حالي است كه ما تازه در ابتداي يادگيري و كسب معلومات لازم براي زندگي هستيم و تنها اميدواريم كه روزي به همه ي جوانب دست پيدا كنيم ، پس بطور منطقي دانش ما هميشه عقب تر از زندگي است.

در اينجا به درسهايي از زندگي اشاره كرده ايم كه براحتي مي توانيد از آنها بهره بگيريد:

1- طبق گفته Richard Carlson " چيزهاي بي ارزش را نچشيد "،
اين بدان معني است كه خيلي از مردم خود را درگير استرس و به انجام رساندن كارهاي بي ارزش مي كنند كه در نهايت در مقابل اهداف اصلي زندگي ، هيچ ارزشي ندارند وقتي آنقدر خود را درگير اين مسائل كوچك مي كنيم ديگر جايي براي نيل به آرزوهايمان باقي نگذاشته ايم و از لحظات خود هيچ لذتي نمي بريم.


2-"زندگي غير قابل پيش بيني است " و ممكن است هر لحظه شما را در شيب وفراز قرار دهد " .فقط بگوييد "هرگز" و بعد ببينيد چه اتفاقي مي افتد . براي مقابله با گره هايي كه زندگي در مسير شما قرار داده است ، تنها با ذهني باز و
خوش بين ، به آنها خوش آمد بگوييد !!

3- خسته كننده ترين واژه در هر زبان " من " است .
بله تصور اين است كه تكرار اين كلمه اعتماد به نفس را بالا مي برد. ولي خوب! بيشتر وقتها همه ي آن چيزيي كه در مورد خود با تكرار " من " توضيح و تعريف مي كنيد، واقعيت ندارد! اينكه يك نفر دائما" از خود و فضايل خود تمجيد و تفسير كند ، بسيار خسته كننده و يكنواخت است . اين حالت "خود محوري " است نه "اعتماد به نفس "


4-انسانيت مهم تر از ماديات است .
اهميت روابط اجتماعي بسيار مهم تر از درجات مادي است كه هر كدام از ما در
مسير آرزوها به آنها مي رسيم. بدون محبت و عشق و حمايت خانواده و دوستان در زندگي ، موفقيت هاي مادي ، خيلي لذت بخش نخواهد بود. با ايجاد تعادل در ملاك هاي برتري و ارزش هاي خود ، از ثبات زندگي بيشتري بهره خواهيد برد.

5- به غير از خودتان ، هيچ كس ديگر نمي تواند شما را راضي كند !رضايت و راحتي ذهن شما تنها به عهده خودتان است ! بله ، روابط اجتماعي ، زندگيمان را پر بار تر مي كند ، اما خوب ، شايد اين روابط به تنهايي باعث
شادكامي و رضايت شما نشود.

6- درجه كمال و شخصيتكمالات براي هر شخص زيباست . كلام و اعمال نيك ، به دنبال خود ، اعتماد و
اطمينان دوستان را در پي دارد . براي رسيدن به اين درجه ، تلاش كنيد .

7- بياموزيد كه خود ، ديگران و حتي دشمنان خود را ببخشيد.
انسان جايز الخطاست ، همه ما اشتباه ميكنيم ، ولي با كينه توزي و يادآوري صدمات گذشته ، تنها اين خودمان هستيم كه از زندگي لذت نمي بريم نه ديگران !!

8- "خنده" داروي هر "درد" است .
با خوشرويي و تبسم ، دردهاي خود را درمان كنيد.

9- تغذيه خوب ، استراحت ، ورزش و هواي تازه ، را فراموش نكنيد.
سلامتي خود را دست كم نگيريد . با رعايت اين نكات ، از وضعيت جسمي ايده آل خود ، لذت ببريد.

10- اراده اي مصمم ، شما را به هر چيزي كه مي خواهيد ، مي رساند .
هرگز تسليم نشويد و به دنبال رسيدن به آرزوها و اهداف خود تلاش كنيد.

11- تلويزيون ، ذهن ما را بيشتر از هر چيزي نابود مي كند !
از تلويزيون كناره گيري كنيد و با ورزش ، مطالعه و يادگيري ، ذهن خود را فعال كنيد.

12- شكست را بپذيريد .هر كسي در زندگي ممكن است بارها و بارها شكست بخورد. شكست آموزنده است به ما ياد مي دهد كه چطور متواضع باشيم و راه درست تري را براي جبران آن انتخاب كنيم . توماس اديسون با شكستهاي متمادي توانست به هدف خود برسد ، او مي گفت :" من شكست نخوردم ، تنها ده ها هزار راه را امتحان كردم كه برايم مفيد نبود ! و به نتيجه نرسيد !"

13- از اشتباهات ديگران درس عبرت بگيريد .
يكي از بودائيات پير چنين مي گويد :" يك مرد دانا كسي است كه از اشتباهات خود درسي نيك بياموزد و اما داناتر كسي است كه از اشتباهات ديگران درس عبرت بگيرد".

14- از محبت به ديگران دريغ نكنيد .زندگي كوتاه است و پايان آن نامعلوم . پس سعي كنيد محبت كنيد تا محبت ببينيد .

15- آنچنان زندگي كنيد كه گويي روز آخر عمرتان است !!!
همواره سعي كنيد بهترين و مهربان ترين همسر ، رفيق و حتي مهربانترين و بهترين رئيس باشيد ، تا زمان وداع با اين دنيا به دنيايي زيباتر دست يابيم.

یاد مرگ

ياد مرگ و پرهيز از غفلت اى مردم، شما را سفارش مى‏كنم به ترس از خدا و فراوان ستودن او به پاس عطاها كه به شما بخشيده و نعمتها كه ارزانى‏تان فرموده، و آنچه از وى به شما رسيده. چه نعمتها، كه شما را بدان مخصوص فرمود; و رحمت پى در پى، كه افزود. زشتى‏تان بر او آشكار بود و بر شما پوشيد، در دسترس گرفتنش بوديد، و شما را مهلت‏بخشيد. و شما را سفارش مى‏كنم به يادآوردن مردن، و از مردن اندك غافل بودن; و چگونه از چيزى غافل شويد كه شما را فراموش نكند، و در چيزى طمع بنديد كه مهلتتان ندهد. اندرزگوى شما بس مردههايى را كه ديديد. بر دوشها به گورهاشان بردند، نه خود سوار بودند; در گورهاشان فرود آوردند، نه خود فرود آمدند. گويى آنان آباد كننده دنيا نبودند، و گويى هميشه آخرت خانه‏هاشان بود، و پيوسته در آن غنودند. آنچه را وطن خود گرفته بودند، از آن رميدند; و در آنجا كه از آن مى‏رميدند، آرميدند.

 

بدانچه از آن جدا شدند سرگرم گرديدند، و جايى را كه بدان رفتند تباه گردانيدند. نه از زشتى بازگرديدن توانند، و نه بر كار نيك افزودن. به دنيا خو گرفتند و آنان را فريفته ساخت، و بدان اعتماد كردند و بر خاشكان انداخت. پس بر يكديگر پيشى گيريد. خدايتان بيامرزاد! در خانه‏هاتان، كه شما را آباد كردن آن فرموده‏اند، و بدانچه خواهان آنتان ساخته‏اند و بدان خوانده‏اند. و با شكيبايى بر اعت‏خدا و دورى گزيدن از معصيت او، كامل ساختن نعمتهايش را بخواهيد، كه فردا به امروز نزديك است، و چه شتابان گذرد ساعتها در روزها، و روزها در ماه، و ماهها در سال، و سالها در دوران زندگانى كوتاه.


 

نهج البلاغه

آیا میدانستید....

دانستني ها

آیا میدانستید که زهره تنها سیاره ای است كه در جهت عقربه های ساعت بدور خودش می‌چرخد؟
آیا میدانستید که برای اینكه ۷۰۰ گرم به وزن شما اضافه شود باید ۹ كیلو سیب زمینی بخورید؟
آیا میدانستید که در بین انواع خرس، خرس پاندا بزرگترین جمجمه را دارد؟

آیا میدانستید که شیرینی تنها مزه ای است كه جنین در رحم مادر هم می‌فهمد؟

آیا میدانستید که زنبور عسل ۵ چشم دارد كه ۲ تا اصلی در بغل سر و ۳ تا بر روی سر او قرار دارد؟

آیا میدانستید که 20 درصد آب شیرین جهان میان آمریكا و كانادا قرار دارد؟

آیا میدانستید که بیماری قند اولین عامل كوری در مردم جهان است؟

آیا میدانستید که دانشمندان دریافته اند که مورچه همچون انسان صبح‌ها خمیازه میکشند؟                               آیا میدانستید که زنبور از بوی عرق بدش میاید و به كسی كه بدنش بو دهد یا عطر زده باشد حمله می‌كند؟

آیا میدانستید که رنگ سفید برای زنبور عسل آرامش دهنده و رنگ قهوه ای ناراحت كننده است؟

آیا میدانستید که نعناع سكسکه و تنگی نفس را شفا میدهد؟

آیا میدانستید که جرم زمین هشتاد و یک برابر ماه است؟

آیا میدانستید که نوزاد بیش از ۳۰۰ استخوان دارد که با رشد بعضی از آنها به یكدیگر جوش می‌خورند؟

آیا میدانستید که تقریباً یك سوم وزن یك زن و یك دوم وزن یك مرد را ماهیچه تشكیل می‌دهد؟

آیا میدانستید که لایه بیرونی پوست انسان هر ۲ هفته یکبار با سلولهای جدید تعویض میشود؟

آیا میدانستید که خوردن یک سیب اول صبح، بیشتر از قهوه باعث دور شدن خواب آلودگی می‌شود؟

آیا میدانستید که موشهای صحرایی سالانه یک سوم ذخایر غذایی جهان را نابود میسازند؟

آیا میدانستید که چین بیشتر از هر کشوری همسایه دارد، چین با ۱۳ کشور هم مرز است؟

آیا میدانستید که موریانه ها قادرند تا ۲ روز زیر آب زنده بمانند؟

آیا میدانستید که خوردن کاهو مانع ریزش و سفید شدن موها میگردد؟

آیا میدانستید که برای جلوگیری از جوانه زدن سیب زمینی باید درون سبد آن یک عدد سیب قرار دهید؟

آیا میدانستید که یک نوع وزغ وجود دارد که در بدن خود سم كافی برای كشتن ۲۲۰۰ انسان را دارد؟

آیا میدانستید که مادر و همسر گراهام بل مخترع تلفن هر دو ناشنوا بوده اند؟

آیا میدانستید که بیشترین سر دردهای معمولی از كم نوشیدن آب می‌باشد

هفت گنج


از«هفت گنج» یا عجایب بارگاه خسروپرویز بارها در منابع مختلف نامى به میان آمده است .«ساسانیان» اثر"کریستین سن "یکى از منابعى است که به این عجایب اشاره کرده است و ازگنج گاو،دستمال نسوز،تاجیاقوت‌نشان،تخت طاقدیس،طلاى مشتافشار،گنج بادآوردوتخته نردی از یاقوت وزمردبه عنوان عجایب هفت‌گانه بارگاه پادشاه ساسانى نامبرده است

خسرو پرویز پادشاه ساسانی


گنج گاو

کشاورز مثل هر روز، «غباز» (خیش گاو آهن) را برداشت و به سوى مزرعه حرکت کرد. به مزرعه که رسید توشه ظهر را زیر درختى گذاشت و با «غباز» به سمت راست مزرعه رفت. تا «غباز» را در زمین فرو کرد متوجه شیئى سخت شد. با دست شروع به کندن زمین کرد و ناگاه با ظرف قدیمى برخورد کرد. آن را بیرون آورد، ولى باورش نمى شد. ظرف پر از سکه بود. سکه را که نگاه کرد نام اسکندر روى آن حک شده بود. کشاورز براى نشان دادن حسن نیت خود نسبت به پادشاه خسروپرویز ظرف را نزد او برد. شاه فورا دستور داد تا مزرعه را بکنند و ظروف دیگر را از خاک بیرون بکشند. صد کوزه نقره و طلا که مهر اسکندر بر آن حک شده بود، از خاک بیرون آمد. خسرو پرویز، این گنجینه را که یکى از عجایب هفت گانه کاخش بود، گرفت و یکى از کوزه ها را به کشاورز داد. گنج را در جایى از کاخ مخفى کرد و آن را «گنج گاو»نامید.


دستمال نسوز

یکى دیگر از عجایب بارگاه خسروپرویز دستمال او بود. شاه بعد از هر غذا خوردن با دستمال، دست هاى خود را پاک مى کرد و چون کثیف و چرب مى شد آن را درون آتش مى انداخت تا آتش آن را تمیز کند، دستمال پاک مى شد ولى نمى سوخت. به احتمال قوى جنس این دستمال از پنبه کوهى بوده است

تاج یاقوت‌نشان

از دیگر عجایب کاخ او تاج خسرویى بود. تاج خسرو پرویز از مقدار زیادى طلا و مروارید ساخته شده بود. یاقوت هاى به کار رفته در تاج طورى مى درخشید که به جاى چراغ در شب از آن استفاده مى کردند و یاقوت هایش همه جا را روشن مى کرد. زمردهایش چشم افعى را کور مى کرد. این تاج آنقدر سنگین بود که زنجیرهایى از طلا را از سقف آویزان کرده بودند و تاج را بر این زنجیرهاى طلا بسته بودند، طورى که تاج به هنگام نشستن شاه روى سرش قرار بگیرد سنگینى تاج را احساس نکند

تخت طاقدیس

یکى دیگر از عجایببارگاه خسرو تخت طاقدیس اوست. شکل این تخت مانند طاق بود و جنسش از عاج و نرده هایشاز نقره و طلا بود. سقف این تخت از زر و لاجورد بود. صور فلکی، کواکب، بروج سماوی،هفت اقلیم، صورتهاى پادشاهان، مجالس بزم و شکار، بر این سقف، حک شده بود. روى آنوسیله اى براى تعیین ساعت روز نصب شده بود. چهار یاقوت، هر یک به تناسب یکى از فصولسال دیده مى شد. بر بالاى آن وسیله اى بود که قطراتى مانند قطرات باران را فرو مىریخت و صدایى رعدآسا به گوش مى رسید


طلاى مشت افشار


خسروپرویز قطعه طلایى اعجاب انگیز داشت که به طلاىمشت فشار یا مشت افشار معروف بود . این قطعه طلا به اندازه مشت پادشاه و چون مومنرم بود. این قطعه زر به هر شکلى حالت مى گرفت.این قطعه طلا را از معدنى در تبتبراى خسرو استخراج کرده بودندو200 مثقال وزن داشت


شطرنج و تخته نردی از یاقوت وزمرد


آورده اند كه در میانشگفتی های خسرو پرویز ساسانی به شطرنجی اشاره شده است كه مهره هایش از یاقوت و زمردبوده و از تخته نردی سخن رانده می شود كه از مرجان و فیروزه بوده است



پروفسور محمود حسابی

پروفسور حسابي

سيد محمود حسابي در سال 1281 (ه.ش), از پدر و مادري تفرشي در تهران زاده شدند. پس از سپري نمودن چهار سال از دوران كودكي در تهران, به همراه خانواده (پدر, مادر, برادر) عازم شامات گرديدند. در هفت سالگي تحصيلات ابتدايي خود را در بيروت, با تنگدستي و مرارت هاي دور از وطن در مدرسه كشيش هاي فرانسوي آغاز كردند و همزمان, توسط مادر فداكار, متدين و فاضله خود (خانم گوهرشاد حسابي) , تحت آموزش تعليمات مذهبي و ادبيات فارسي قرار گرفتند.

استاد, قرآن كريم را حفظ و به آن اعتقادي ژرف داشتند. ديوان حافظ را نيز از برداشته و به بوستان و گلستان سعدي, شاهنامه فردوسي, مثنوي مولوي, منشات قائم مقام اشراف كامل داشتند.

شروع تحصيلات متوسطه ايشان مصادف با آغاز جنگ جهاني اول, و تعطيلي مدارس فرانسوي زبان بيروت بود. از اين رو, پس از دو سال تحصيل در منزل براي ادامه به كالج آمريكايي بيروت رفتند و در سن هفده سالگي ليسانس ادبيات, در سن نوزده سالگي, ليسانس بيولوژي و پس از آن مدرك مهندسي راه و ساختمان را اخذ نمودند. در آن زمان با نقشه كشي و راهسازي, به امرار معاش خانواده كمك مي كردند. استاد همچنين در رشته هاي پزشكي, رياضيات و ستاره شناسي به تحصيلات آكادميك پرداختند. شركت راهسازي فرانسوي كه استاد در آن مشغول به كار بودند, به پاس قدرداني از زحماتشان, ايشان را براي ادامه تحصيل به كشور فرانسه اعزام كرد و بدين ترتيب در سال1924 (م) به مدرسه عالي برق پاريس وارد و در سال 1925 (م) فارغ التحصيل شدند.

همزمان با تحصيل در رشته معدن, در راه آهن برقي فرانسه مشغول به كار گرديدند و پس از پايان تحصيل در اين رشته كار خود را در معادن آهن شمال فرانسه و معادن زغال سنگ ايالت "سار" آغاز كردند. سپس به دليل وجود روحيه علمي, به تحصيل و تحقيق, در دانشگاه سوربن, در رشته فيزيك پرداختند و در سال 1927 (م) در سن بيست و پنج سالگي دانشنامه دكتراي فيزيك خود را , با ارائه رساله اي تحت عنوان "حساسيت سلول هاي فتوالكتريك", با درجه عالي دريافت كردند. استاد با شعر و موسيقي سنتي ايران و موسيقي كلاسيك غرب به خوبي آشنايي داشتند وايشان در چند رشته ورزشي موفقيت هايي كسب نمودند كه از آن ميان مي توان به ديپلم نجات غريق در رشته شنا اشاره نمود.

پروفسور حسابي به دليل عشق به ميهن و با وجود امكان ادامه تحقيقات در خارج از كشور به ايران بازگشت و با ايمان و تعهد, به خدمتي خستگي ناپذير پرداخت تا جوانان ايراني را با علوم نوين آشنا سازد.

پايه گذاري علوم نوين و تاسيس دارالمعلمين و دانشسراي عالي, دانشكده هاي فني و علوم دانشگاه تهران, نگارش ده ها كتاب و جزوه و راه اندازي و پايه گذاري فيزيك و مهندسي نوين, ايشان را به نام پدر علم فيزيك و مهندسي نوين ايران در كشور معروف كرد.

حدود هفتاد سال خدمت علمي ايشان در گسترش علوم روز و واژه گزيني علمي در برابر هجوم لغات خارجي و نيز پايه گذاري مراكز آموزشي, پژوهشي, تخصصي, علمي و ..., از جمله اقدامات ارزشمند استاد به شمار مي رود كه براي نمونه به مواردي اشاره مي كنيم:

_ اولين نقشه برداري فني و تخصصي كشور (راه بندرلنگه به بوشهر)

_ اولين راهسازي مدرن و علمي ايران (راه تهران به شمشك)

_ پايه گذاري اولين مدارس عشايري كشور

_ پايه گذاري دارالمعلمين عالي

_ پايه گذاري دانشسراي عالي

_ ساخت اولين راديو در كشور

_ راه اندازي اولين آنتن فرستنده در كشور

_ راه اندازي اولين مركز زلزله شناسي كشور

_ راه اندازي اولين رآكتور اتمي سازمان انرژي اتمي كشور

_ راه اندازي اولين دستگاه راديولوژي در ايران

_ تعيين ساعت ايران

_ پايه گذاري اولين بيمارستان خصوصي در ايران, به نام بيمارستان "گوهرشاد"

_ شركت در پايه گذاري فرهنگستان ايران و ايجاد انجمن زبان فارسي

_تدوين اساسنامه طرح تاسيس دانشگاه تهران

_ پايه گذاري دانشكده فني دانشگاه تهران

_ پايه گذاري دانشكده علوم دانشگاه تهران

_ پايه گذاري شوراي عالي معارف

_ پايه گذاري مركز عدسي سازي اپتيك كاربردي در دانشكده علوم دانشگاه تهران

_ پايه گذاري بخش آكوستيك در دانشگاه و اندازه گيري فواصل گام هاي موسيقي ايراني به روش علمي

_ پايه گذاري و برنامه ريزي آموزش نوين ابتدايي و دبيرستاني

_ پايه گذاري موسسه ژئوفيزيك دانشگاه تهران

_ پايه گذاري مركز تحقيقات اتمي دانشگاه تهران

_ پايه گذاري اولين رصدخانه نوين در ايران

_ پايه گذاري مركز مدرن تعقيب ماهواره ها در شيراز

_ پايه گذاري مركز مخابرات اسدآباد همدان

_ پايه گذاري انجمن موسيقي ايران و مركز پژوهش هاي موسيقي

_ پايه گذاري كميته پژوهشي فضاي ايران

_ ايجاد اولين ايستگاه هواشناسي كشور (در ساختمان دانشسراي عالي در نگارستان دانشگاه تهران)

_ تدوين اساسنامه و تاسيس موسسه ملي ستاندارد

_ تدوين آيين نامه كارخانجات نساجي كشور و رساله چگونگي حمايت دولت در رشد اين صنعت

_ پايه گذاري واحد تحقيقاتي صنعتي سغدايي (پژوهش و صنعت در الكترونيك, فيزيك, فيزيك اپتيك, هوش مصنوعي)

_ راه اندازي اولين آسياب آبي توليد برق (ژنراتور) در كشور

_ ايجاد اولين كارگاه هاي تجربي در علوم كاربردي در ايران

_ ايجاد اولين آزمايشگاه علوم پايه در كشور

منبع :www.hessabi.com

به یاد داشته باش...

به یاد داشته باش

من می ‌توانم خوب،بد،خائن،وفادار،فرشته‌خو یاشیطان‌صفت باشم

من می توانم تو را دوست داشته یا از تو متنفرباشم،

من می توانم سکوت کنم، نادان و یا دانا باشم،

چرا که من یک انسانم، و اینها صفات انسانى است 

و توهم به یاد داشته باش

من نباید چیزى باشم که تو می خواهى ، من را خودم از خودم ساخته ام، تو رادیگرى باید برایت بسازدو

توهم به یاد داشته باش

منى که من از خود ساخته ام، آمال من است ،

تویى که تو ازمن می سازى آرزوهایت ویا کمبودهایت هستند.
لیاقت انسانها کیفیت زندگى را تعیین میکند نه آرزوهایشان و من متعهد نیستم که چیزى باشم که تو می خواهى و تو هم می توانى انتخاب کنى که من را می خواهى یا نه ولى نمی توانى انتخاب کنى که از من چه می خواهى .

می توانى دوستم داشته باشى همین گونه که هستم ،و من هم.

می توانى از من متنفر باشى بى هیچ دلیلى و من هم ،

چرا که ما هر دو انسانیم.

این جهان مملواز انسانهاست ،

پس این جهان می تواند هر لحظه مالک احساسى جدید باشد.

تو نمی توانى برایم به قضاوت بنشینى وحکمی صادر کنی ومن هم،
قضاوت و صدورحکم بر عهده نیروى ماورایى خداوندگار است.

دوستانم مرا همین گونه پیدا میکنند ومیستایند،

حسودان از من متنفرند ولى باز میستایند،

دشمنانم کمربه نابودیم بسته اند و همچنان می ستایندم،

چرا که من اگر قابل ستایش نباشم نه دوستى خواهم داشت،

نه حسودى و نه دشمنى و نه حتى رقیبى،
من قابل ستایشم، و تو هم.

یادت باشداگر چشمت به این دست نوشته افتاد

به خاطر بیاورى که آنهایى که هرروز می بینى ومراوده می کنى

همه انسان هستندوداراى خصوصیات یک انسان،با نقابى متفاوت،

اما همگى جایزالخطا.

نامت راانسانى باهوش بگذار اگرانسانهارااز پشت نقابهاى متفاوتشان شناختى،

و یادت باشد که کارى نه چندان راحت است.

 

قسمتی ازدست نوشته‌های مهاتماگاندی

آرزو میکنم....

آرزو می کنم



برایت آرزو میکنم
اول از همه برایت آرزو میکنم بدانی که
شادترین افراد لزوما بهترین چیزها راندارند،بلکه از هر چه سر راهشان قرار میگیرد بهترین استفاده را میکنند
برایت همچنین آرزودارم دوستان زیادی داشته باشی ،دوستانی که اگر چه ناپایدارند ،شجاع وصادق نیز باشند
ودست کم یکی در میانشان بی تردید مورداعتمادت باشد.
برایت آرزو مندم که دشمن نیز داشته باشی
نه کم ونه زیاددرست به اندازه
تاگاهی باورهایت را مورد پرسش قراردهند
که دست کم یکی از آنها اعتراضش به حق باشد....
تاکه به خود غره نشوی
ونیز آرزومندم مفید واقع شوی ،تا درلحظات سخت وقتی دیگر چیزی باقی نماتده است
همین مفید بودن کافی باشد تا تورا سرپاه نگاه دارد
همچنین برایت آرزومندم صبور باشی ،نه با کسانی که اشتباهات کوچک می کنند
بلکه با کسانی که اشتباهات بزرگ وجبران ناپذیر میکنند
وبا کاربرد درست صبوریت برای دیگران نمونه شوی
وامیدوارم اگر جوان هستی خیلی به تعجیل بالغ نشوی
واگر بالغی به جوان نمائی اصرار نورزی
واگر پیری تسلیم نا امیدی نشوی
چرا که هرسنی خوشی وناخوشی خودش را دارد ولازم است بگذاریم درما جریان یابد
امیدوارم به پرنده ای دانه بدهی وبه آوازش گوش فرا دهی
هنگامی که آوای سحرگاهی اش را سرمیدهد.....
چرا که به این طریق احساس زیبایی خواهی یافت به رایگان
امیدوارم که دانه ای هم برخاک بیفشانی هرچند خرد بوده باشد
وبا روییدنش همراه شوی ،تادریابی چقدر زندگی در یک درخت جریان دارد
به علاوه امیدوارم پول داشته باشی ،زیرا در عمل به آن نیازمندی وحداقل سالی یک بار پولت را جلو رویت بگذاری وبگویی"این مال من است"
فقط برای این که روشن کنی کدامتان ارباب دیگری است
ونیزآرزومندم که با تمام وجودمتوجه باشی که مافوق همه اینها،
در اطرافت افرادی نیزهستند که افسرده وغمگین اند یا در حقشان بی انصافی شده است.......
اگر همه اینها برایت فراهم شد دیگر چیزی ندارم برایت آرزو کنم 
       
                                                               ویکتور هوگو

سکون

مطهری در کتاب حق و باطل جملاتی به این مضمون نوشته  :

از کودکی همیشه این سوال برایم مطرح بود که :

چرا قطار تا وقتی ایستاده است کسی به او سنگ نمی زند....

اما وقتی قطار به راه افتاد سنگباران می شود...

این معما برایم بود تا وقتی که بزرگ شدم و وارد اجتماع شدم دیدم این‏ قانون کلی زندگی ما ایرانیان است که هر کسی و هر چیزی تا وقتی که ساکن‏ است مورد احترام است ..

تا ساکت است مورد تعظیم و تبجیل است

اما همینکه به راه افتاد و یک قدم برداشت نه تنها کسی کمکش نمی‏کند ، بلکه‏ سنگ است که بطرف او پرتاب می‏شود

و این نشانه یک جامعه مرده است

ولی یک جامعه زنده فقط برای کسانی احترام قائل است که : متکلم هستند نه‏ ساکت ، متحرکند نه ساکن ، باخبرترند نه بی‏خبرتر .

 

نصایح زرتشت به پسرش

آنچه را گذشته است فراموش كن و بدانچه نرسیده است رنج و اندوه مبر
قبل از جواب دادن فكر كن
هیچكس را تمسخر مكن
نه به راست و نه به دروغ قسم مخور
خود برای خود، زن انتخاب كن
به شرر و دشمنی كسی راضی مشو
تا حدی كه می‌توانی، از مال خود داد و دهش نما
كسی را فریب مده تا دردمندنشوی
از هركس و هرچیز مطمئن مباش
فرمان خوب ده تا بهره خوب یابی
بیگناه باش تا بیم نداشته باشی
سپاس دار باش تا لایق نیكی باشی
با مردم یگانه باش تا محرم و مشهور شوی
راستگو باش تا استقامت داشته باشی
متواضع باش تا دوست بسیار داشته باشی
دوست بسیار داشته باش تا معروف باشی
معروف باش تا زندگانی به نیكی گذرانی
دوستدار دین باش تا پاك و راست گردی
مطابق وجدان خود رفتار كن كه بهشتی شوی
سخی و جوانمرد باش تا آسمانی باشی
روح خود را به خشم و كین آلوده مساز
هرگز ترشرو و بدخو مباش
در انجمن نزد مرد نادان منشین كه تو را نادان ندانند
اگر خواهی از كسی دشنام نشنوی كسی را دشنام مده
دورو و سخن چین مباش، نزدیك انجمن دروغگو منشین
چالاك باش تا هوشیار باشی
سحر خیز باش تا كار خود را به نیكی به انجام رسانی
اگرچه افسون مار خوب بدانی ولی دست به مار مزن تا تو را نگزد و نمیری
با هیچكس و هیچ آیینی پیمان شكنی مكن كه به تو آسیب نرسد
مغرور و خودپسند مباش، زیرا انسان چون مشك پرباد است و اگر باد آن خالی شود چیزی باقی نمی‌ماند

آیا می دانستید....

آیا میدانستید که اگر جمعیت چین به شكل یك صف از مقابل شما راه بروند، این صف به خاطر سرعت تولید مثل هیچ‌وقت تمام نخواهد شد ؟

آیا میدانستید که خطوط هوایی آمریكا با كم كردن فقط یك زیتون از سالاد هر مسافر در سال 1987 توانست 40000$ صرفه‌جویی كند ؟

آیا میدانستید که فیلها قادرند روزانه ۶۰ گالن آب و ۲۵۰ كیلوگرم یونجه مصرف كنند ؟

آیا میدانستید که كانگوروها قادرند ۳ متر به بالا و ۸ متر به جلو بپرند ؟

آیا میدانستید که بزرگترین مجسمه بودا در چین قرار دارد که بلندای آن ۴۱۶ و پهنای آن ۶۸ متر میباشد ؟

آیا میدانستید که عطسه یك شخص بیمار ۵ هزار قطره ریز که حاوی ویروس است در فضا پخش میکند ؟

آیا میدانستید که پیاز بعلت داشتن انسولین و اینولین برای مبتلای به مرض قند مفید است ؟

آیا میدانستید که اصلاح صورت را اسکندر مد کرد؟ بطوری که هرگز اصلاح نکرده به میدان جنگ نمی رفت ؟

آیا میدانستید که فیلها از بوی عسل بدشان می آید. حتی بوی عسل فیل ها را فراری می دهد ؟

آیا میدانستید که خانومها بیشتر از آقایون مبتلا به بیماری دیابت میشوند ؟

آیا میدانستید که دلفین ها هر ۳ سال، فقط ۱ بچه بدنیا میاورند و عمر متوسط آنها ۴۰ سال میباشد ؟

آیا میدانستید که نوشیدن قهوه در طولانی مدت در فشار خون خانم‌ها تعادل ایجاد می‌كند ؟

آیا میدانستید که مروارید درون سركه ذوب میگردد ؟

آیا میدانستید که ۲۰۰ میلیون موجود زنده روی زمین وجود دارد که انسان یکی از آنها است ؟

آیا میدانستید که ۸۰ ٪ موجودات دنیا را حشرات تشکیل داده اند ؟

آیا میدانستید که گربه قادر نیست مزه شیرین را تشخیص دهد ؟

آیا میدانستید که یک گرم سم مار کبری می تواند ۱۵۰ نفر را بکشد ؟

آیا میدانستید که ماموت‌ها كه 10 هزار سال پیش منقرض شدند تا 6 سالگی شیر مادرشان را می‌خوردند ؟

آیا میدانستید که حس چشایی نوعی پروانه بزرگ ۱۳ هزار بار دقیق تر از انسان است ؟

آیا میدانستید که لاما شتر بدون کوهانی است که به هنگام عصبانیت بر صورت طرف مقابل تف می اندازد ؟

آیا میدانستید که فیل تنها حیوانی است که می تواند ایستادن روی سر و گردن را یاد بگیرد ؟

آیا میدانستید که یک فرد معمولی در طول عمر خود حدود ۲۰ کیلو گرم گرد و خاک و آشغال تنفس کرده است ؟

آیا میدانستید که نرخ تولد نوزادان در ایران و جهان برابر است با 106 نوزاد پسر در ازای هر 100 نوزاد دختر و تا رده سنی 40 سال نسبت ها به همین گونه اند ؟

آیا میدانستید که مردان بهتر از زنان می توانند نوشته های ریز را بخوانند ولی شنوایی خانم ها بهتر از آقایان است ؟

آیا میدانستید که قلب یک زن تندتر از قلب یک مرد می تپد ؟

آیا میدانستید که جوانان هندی شادترین و جوانان ژاپنی افسرده‌ترین‌های جهانند ؟

آیا میدانستید که اگر تخم مرغ را در آبی که محلول شکر در آن وجود دارد قرار دهیم،تخم مرغ در آب شناور میشود؟

آیا میدانستید که اولین تلفن همراه در سال 1924 اختراع شد ؟

آیا میدانستید که مصریان باستان روی بالش هایی که از سنگ درست شده بود می خوابیدند ؟

آیا میدانستید که خورشید ۳۳۰،۰۰۰ مرتبه از زمین بزرگتر است ؟

آیا میدانستید که یک فرد معمولی بطور متوسط روزی ۲۳،۰۰۰ مرتبه تنفس می کند ؟

آیا میدانستید که وقتی به خورشید نگاه می‌كنید صحنه 8 دقیقه قبل از آن را مشاهده می‌كنید ؟

آیا میدانستید که زمین در آغاز پیدایش خود 2000 بار بزرگ‌تر از حجم كنونی خود را داشته است ؟

آیا میدانستید که اولین شبکه ی تلویزیونی جهان (شبکه انگلستان bbc )در سال ۱۹۲۹ پخش برنامه های آزمایشی را آغاز کرد و در سال ۱۹۳۹ برای اولین بار در جهان این برنامه ها منظم و دایمی شد ؟

آیا میدانستید که ۶۰٪ از ماهواره های جهان نظامی و ۴۰٪ بقیه غیر نظامی است ؟

آیا میدانستید که سالانه 3,1 میلیون مترمكعب چوب صرف چوب‌های غذاخوری در چین می‌شود ؟

آیا میدانستید که خورشید كوچك‌ترین ستاره دنیا است ؟

آیا میدانستید که مردم فیلیپین به بیش از 1000 لهجه سخن می‌گویند ؟

آیا میدانستید که عمر مفید انسان‌ها با توجه به اعدادی که در كف دستشان نوشته شده است قابل برآورد است ؟ نگاه كنید : 63 = 18 - 81

آیا میدانستید که از بین کلمات و واژه های شناخته شده در سراسر دنیا رتبه اول را کلمه "Okey" دارد و رتبه دوم ار آن "Cocacola" (کوکا کولا) است ؟

آیا میدانستید که تفنگ در فضا هم میتواند شلیک کند ؟ ممکن است جواب شما به این سوال منفی باشد با این استدلال که انفجاری که باعث شلیک گلوله تفنگ میشود نیاز به اکسیژن جهت احتراق دارد ، ولی در عمل اینگونه نیست. بدینصورت که با کشیدن ماشه ، سوزن تفنگ رها شده ، به فشنگ برخورد میکند و ایجاد جرقه میکند. فشنگ حاوی خرج (ماده انفجاری) است که خود حاوی ماده ایست بنام نیترات پتاسیم که در ساختار آن اکسیژن وجود دارد و بدلیل جرقه مشتعل شده و اکسیژن لازم را برای ادامه فرایند سوختن آزاد میکند و در نهایت انفجار خرج باعث تولید گاز و پرتاب شدن گلوله از لوله تفنگ میشود

کوه مشکلات


اهنگري بود كه با تمام بيماري عميقش به خدا عشق ميورزيد .
روزي دوستي كه به خدا اعتقاد چنداني نداشت از او پرسيد :
تو چگونه خدايي را كه رنج وبيماري نصيبت كرده دوست ميداري؟
اهنگر سر به زير انداخت و گفت:وقتي ميخواهم وسيله اهنگري بسازم
ان را در كوره قرار ميدهم سپس ان را ميكوبم تا به شكل دلخواهم دربيايد.
اگر به صورت دلخواهم در نيامد و مفيد نبود ان را كنار خواهم گذاشت
همين موضوع باعث شده هميشه از خدا بخواهم كه
مرا در كوره هاي رنج قرار بدهد اما مرا كنار نگذارد!!!.

مرد بیکار

مرد بیکاری برای سِمَتِ آبدارچی در مایکروسافت تقاضا داد
رئیس هیئت مدیره مصاحبه ش کرد و تمیز کردن زمینش رو - به عنوان نمونه کار- دید و گفت: «شما استخدام شدین، آدرس ایمیلتون رو بدین تا فرمهای مربوطه رو واسه تون بفرستم تا پر کنین و همینطور تاریخی که باید کار رو شروع کنین...
مرد جواب داد: «اما من کامپیوتر ندارم، ایمیل هم ندارم!» رئیس هیئت مدیره گفت: «متأسفم. اگه ایمیل ندارین، یعنی شما وجود خارجی ندارین.و کسی که وجود خارجی نداره، شغل هم نمیتونه داشته باشه.»
مرد در کمال نومیدی اونجا رو ترک کرد.نمیدونست با تنها 10 دلاری که در جیبش داشت چه کار کنه.تصمیم گرفت به سوپرمارکتی بره و یک صندوق 10 کیلویی گوجه فرنگی بخره. یعد خونه به خونه گشت و گوجه فرنگیها رو فروخت.در کمتر از دو ساعت، تونست سرمایه ش رو دو برابر کنه. این عمل رو سه بار تکرار کرد و با 60 دلار به خونه برگشت.مرد فهمید میتونه به این طریق زندگیش رو بگذرونه، و شروع کرد به این که هر روز زودتر بره و دیرتر برگرده خونه.در نتیجه پولش هر روز دو یا سه برابر میشد.به زودی یه گاری خرید، بعد یه کامیون، و به زودی ناوگان خودش رو در خط ترانزیت (پخش محصولات) داشت ....
پنج سال بعد، مرد دیگه یکی از بزرگترین خرده فروشان امریکاست. شروع کرد تا برای آیندهی خانوادهش برنامه ربزی کنه، و تصمیم گرفت بیمه عمر بگیره. به یه نمایندگی بیمه زنگ زد و سرویسی رو انتخاب کرد. وقتی صحبت شون به نتیجه رسید، نماینده بیمه از آدرس ایمیل مرد پرسید. مرد جواب داد: «من ایمیل ندارم.»
نماینده بیمه با کنجکاوی پرسید: «شما ایمیل ندارین، ولی با این حال تونستین یک امپراتوری در شغل خودتون به وجود بیارین.. میتونین فکر کنین به کجاها میرسیدین اگه یه ایمیل هم داشتین؟» مرد برای مدتی فکر کرد و گفت:
آره! احتمالاً میشدم یه آبدارچی در شرکت مایکروسافت


چهارشنبه سوری


سایت رسمی نوروز 89 | www.9rooz.ir

 

بوته افروزی

در ایران رسم است كه پیش از پریدن  آفتاب، هر خانواده بوته های خار و گزنی را كه از پیش فراهم كرده اند روی بام یا زمین حیاط خانه و یا در گذرگاه در سه یا پنج یا هفت «گله» كپه می كنند.

 

 با غروب  آفتاب و نیم تاریك شدن آسمان، زن و مرد و پیر و جوان گرد هم جمع می شوند و بوته ها  را آتش می زنند.

 

 

 در این هنگام از بزرگ تا كوچك هر كدام سه بار از روی بوته های  افروخته می پرند، تا مگر ضعف و زردی ناشی از بیماری و غم و محنت را از خود بزدایند  و سلامت و سرخی و شادی به هستی خود بخشند. مردم در حال پریدن از روی آتش ترانه هایی  می خوانند.

 

زردی من از تو ، سرخی تو از من

غم برو شادی بیا ، محنت برو روزی بیا

ای شب چهارشنبه ، ای كلیه جاردنده ، بده مراد بنده

 

خاکستر چهارشنبه سوری، نحس است، زیرا مردم هنگام پریدن از روی آن، زردی و ییماری خود را، از راه جادوی سرایتی، به آتش می دهند و در عوض سرخی و شادابی آتش را به خود منتقل می کنند. سرود "زردی من از تو / سرخی تو از من"

 

هر خانه زنی خاكستر را در خاك انداز جمع می كند، و آن را از خانه بیرون می برد و در سر چهار راه، یا در آب روان می ریزد. در بازگشت به خانه، در خانه را می كوبد و به  ساكنان خانه می گوید كه از عروسی می آید و تندرستی و شادی برای خانواده آورده است.

 

 


در این هنگام اهالی خانه در را به رویش می گشایند. او بدین گونه همراه خود  تندرستی و شادی را برای یك سال به درون خانه خود می برد.

 

 ایرانیان عقیده دارند كه با افروختن آتش و سوزاندن بوته و خار فضای خانه را از موجودات زیانكار می پالایند و دیو پلیدی و ناپاكی را از محیط زیست دور و پاك می سازند. برای این كه آتش آلوده   نشود خاكستر آن را در سر چهارراه یا در آب روان می ریزند تا باد یا آب آن را با خود  ببرد.


یک حرکت زیبا

 

چهار دانشجو كه به خودشان اعتماد كامل داشتند يك هفته قبل از امتحان پايان ترم به مسافرت رفتند و با دوستان خود در شهر ديگر حسابي به خوشگذراني پرداختند. اما وقتي به شهر خود برگشتند متوجه شدند كه در مورد تاريخ امتحان اشتباه كرده اند و به جاي سه شنبه، امتحان دوشنبه صبح بوده است. بنابراين تصميم گرفتند استاد خود را پيدا كنند و علت جا ماندن از امتحان را براي او توضيح دهند. آنها به استاد گفتند: « ما به شهر ديگري رفته بوديم كه در راه برگشت لاستيك خودرومان پنچر شد و از آنجايي كه زاپاس نداشتيم تا مدت زمان طولاني نتوانستيم كسي را گير بياوريم و از او كمك بگيريم، به همين دليل دوشنبه دير وقت به خانه رسيديم.».....استاد فكري كرد و پذيرفت كه آنها روز بعد بيايند و امتحان بدهند. چهار دانشجو روز بعد به دانشگاه رفتند و استاد آنها را به چهار اتاق جداگانه فرستاد و به هر يك ورقه امتحاني را داد و از آنها خواست كه شروع كنند....آنها به اولين مسأله نگاه كردند كه 5 نمره داشت. سوال خيلي آسان بود و به راحتي به آن پاسخ دادند.....سپس ورقه را برگرداندند تا به سوال 95 امتيازي پشت ورقه پاسخ بدهند كه سوال اين بود: « كدام لاستيك پنچر شده بود؟»....!!!

باور

 
روزي دانشـــمندى آزمايــش جالــبى انجام داد. او آکواريومي را با يک شيشه به دو بخش تقسيم کرد.در يک بخش، ماهى بزرگى و در بخش ديگر ماهى کوچکى که غذاى مورد علاقه ماهى بزرگتر بود قرار داد. ماهى کوچک، تنها غذاى ماهى بزرگ بود و دانشمند به او غذاى ديگرى نمى‌داد.او براى شکار ماهى کوچک، بارها به سويش حمله برد ولى هر بار با ديوار نامرئي كه وجود داشت برخورد مى‌کرد. پس از مدتى، ماهى بزرگ از حمله به ماهى کوچک دست برداشت. او باور کرده بود که رفتن به آن سوى آکواريوم و شکار ماهى کوچک، امرى غير ممکن است! سرانجام دانشمند شيشه ي وسط آکواريوم را برداشت و راه ماهي بزرگ را باز گذاشت. ولى ديگر هيچ گاه ماهى بزرگ به ماهى کوچک حمله نکرد !! مي دانيد چـــــرا ؟ديوار شيشه‌اى ديگر وجود نداشت، اما ماهى بزرگ در ذهنش ديوارى ساخته بود که از ديوار واقعى سخت ‌تر و بلند‌تر مى‌نمود و آن ديوار، ديوار بلند باور خود بود! باوري از جنس محدوديت! باوري به وجود ديواري بلند و غير قابل عبور! باوري از ناتواني خويش...

خوشبختي در زندگيتان جاري

 

فرار مغزها

 

فرار مغزها    چرا فرار ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

خبرگزاری فرانسه طی گزارشی از تهران گفت ایران که دارای یکی از کارآمدترین قشر جوانان در بین کشورهای خاورمیانه است , مغزهای خود را با سرعتی هشداردهنده به خارج صادر می کند. نرخ رسمی بیکاری در بین تحصیل کرده های دانشگاهی در ایران تقریبا 16 درصد اعلام شده اما کارشناسان می گویند نرخ واقعی بسیار بالاتر از این است.

 

خبرگزاری فرانسه شمار جوانان ایرانی تحصیل کرده ای را که همه ساله از جمهوری اسلامی می گریزند , 150 هزار نفر برآورد کرده است. یک فارغ التحصیل 25 ساله که رشته طراحی صنعتی را در دانشگاه به پایان برده می گوید واقعا اهمیتی ندارد که با چه معدلی لیسانس گرفته باشید. واقعیت اینست که در اینجا کار نیست.

این خبرگزاری می افزاید از همین رو احتمال اینکه این جوان فارغ التحصیل 25 بجای ایستادن در صف رای دهندگان در انتخابات خردادماه در صف درخواست کنندگان ویزای ورود به یکی از کشورهای غربی بایستد , بسیار بیشتر است.

خبرگزاری فرانسه می گوید با اینهمه اما نشانه هایی در دست است که جوانان ایرانی دیگر تردیدی ندارند که دگرگونی در افق ایران بچشم می خورد.

آموخته ام که....

آموخته ام....كه.....

 

آموخته ام ... که بهترین کلاس درس دنیا، کلاسی است که زیر پای پیرترین فرد دنیاست. آموخته ام ... که تنها کسی که مرا در زندگی شاد می کند کسی است که به من می گوید: تو مرا شاد کردی. آموخته ام ... که هرگز نباید به هدیه ای از طرف کودکی، نه گفت.

آموخته ام ... که همیشه برای کسی که به هیچ عنوان قادر به کمک کردنش نیستم دعا کنم.
آموخته ام ... که مهم نیست که زندگی تا چه حد از شما جدی بودن را انتظار دارد، همه ما احتیاج به دوستی داریم که لحظه ای با وی به دور از جدی بودن باشیم آموخته ام ... که گاهی تمام چیزهایی که یک نفر می خواهد، فقط دستی است برای گرفتن دست او، و قلبی است برای فهمیدن وی. آموخته ام ... که راه رفتن کنار پدرم در یک شب تابستانی در کودکی، شگفت انگیزترین چیز در بزرگسالی است .

آموخته ام ... که پول شخصیت نمی خرد. آموخته ام ...  که خداوند همه چیز را در یک روز نیافرید. پس چه چیز باعث شد که من بیندیشم می توانم همه چیز را در یک روز به دست بیاورم.  آموخته ام ... که وقتی با کسی روبرو می شویم انتظار لبخندی جدی از سوی ما را دارد.


آموخته ام ... که زندگی دشوار است، اما من از او سخت ترم. آموخته ام ... که فرصتها هیچ گاه از بین نمی روند، بلکه شخص دیگری فرصت از دست داده ما را تصاحب خواهد کرد
آموخته ام ... که آرزویم این است که قبل از مرگ مادرم یکبار به او بیشتر بگویم دوستش دارم.
آموخته ام ... که لبخند ارزانترین راهی است که می شود با آن، نگاه را وسعت داد.

آموخته ام ... که نمی توانم احساسم را انتخاب کنم، اما می توانم نحوه برخورد با آنرا انتخاب کنم.
آموخته ام ... که همه می خواهند روی قله کوه زندگی کنند، اما تمام شادی ها و پیشرفتها وقتی رخ می دهد که در حال بالا رفتن از کوه هستید.

آموخته ام ... که بهترین موقعیت برای نصیحت در دو زمان است: وقتی که از شما خواسته می شود، و زمانی که درس زندگی دادن فرا می رسد. آموخته ام ... که کوتاهترین زمانی که من مجبور به کار هستم، بیشترین کارها و وظایف را باید انجام دهم.
نویسنده: اندی رونی

موزه لوور فرانسه

موزه ی لوور

لوور یکی از بزرگترین موزه های جهان در انتهای خیابان شانزه لیزه پاریس قراردارد و به مرور زمان از یک کاخ سلطنتی به موزه ملی کشور فرانسه در سال ۱۷۹۳ میلادی تبدیل گردید. این موزه دارای ۴ طبقه زیرزمینی است که دارای قسمتهای مختلفی از جمله مصر،ایران و اروپاست. در قسمت ورودی این موزه یک هرم شیشه ای قرار دارد که سمبل این موزه بشمار می رود. درقسمت ایران می توان سرستون های تخت جمشید را بصورت کامل و تقریبا بکر و دست نخورده مشاهده کرد.تقریبا مهمترین بخشهای تخت جمشید در این موزه قرار دارد. بخشهای رنگی تخت جمشید در این موزه نشان داده شده است. لوح قانون حمورابی نیز دربخش مجاور قراردارد.این لوح روی تخته سنگ سیاهی با خط میخی حک شده است و براستی وجود بخش تاریخ ایران اعتبار و جلال خاصی به این موزه اعطا کرده که نمونه آن را در کمتر جایی می توان نظاره کرد. واقعاً آدم بعضی اوقات میماند که این آثار عظیم الجثه چطور تا آنجا رفته اند.

10علامت اعتیاد به موبایل

 

10علامتی که نشان می‌دهد شما به تلفن همراه معتاد هستید!!


 این افراد معتادهای موبایلی هستند که ممکن است شما هم یکی از آن‌ها باشید و اگر فکر می‌کنید احساس شما اندکی بیش از وابستگی به پیامک بازی است می‌توانید برای مطمئن شدن 10 نشانه از اعتیاد به تلفن همراه را که در این گزارش به آن‌ها پرداخته شده، مطالعه کنید.

  *برروی لوازم جانبی بیش‌تر از خود تلفن هزینه می‌کنید   با وسیله بی‌ضرری مانند شارژر خودرو شروع می‌شود اما پس از آن به گیرنده اف ام رادیو، بازوبند، یک کیف متفاوت برای هر روز هفته، باتری‌ها، محافظ باتری و صفحه نمایش، آداپتور بلوتوث استریو و بلندگوی تلفن بی‌سیم گسترش پیدا می‌کند. در حالی که اگر شش ماه دیگر مدل گوشی‌تان را تغییر دهید هیچ‌کدام از این لوازم به درد نخواهند خورد.
 


* از همه 30 برنامه نصبی در گوشی استفاده می‌کنید 
  همه کاربران ممکن است روند نصب برنامه در تلفن همراه را تجربه کرده باشند و پس از مدتی دریابند برنامه به درد آن‌ها
نمی‌خورد و آن را پاک کنند یا همان طور رهایش کنند اما کسانی هستند که برای انجام کوچک‌ترین کارها به برنامه‌های نصب شده در گوشی مراجعه می‌کنند. 
 

*هشدارهایی دارید که می‌گویند چه زمانی باید کارهایتان را انجام دهید 
  ملاقات‌های کاری، وقت دکتر و دیدارهای گروهی، رویدادهایی هستند که در تلفن برای یادآوری ثبت می‌شوند اما آیا مثلا برای حمل زباله به بیرون منزل در روز چهارشنبه، زنگ هشدار گذاشته‌اید؟ اگر پاسخ شما مثبت است، پس زیاده روی می‌کنید.
هنگامیکه برای انجام هر کاری در روز به تلفن نیاز داشته باشید گوشی‌تان ممکن است به دستگاه تنفس مصنوعی شما تبدیل شود. 
 

*در تلفن‌تان درباره تلفن‌تان مطالعه می‌کنید   اگر فکر کردن به تلفن و لمس کردن آن در جیب‌تان در طول روز شما را راضی نمی‌کند و از هر فرصتی برای استفاده از آن بهره می‌گیرید درواقع در حالی که مشغول استفاده از آن هستید، وقت‌تان را برای یافتن نکات بیش‌تر در موردش سرمایه‌گذاری می‌کنید. 
 

* از هزینه‌های ضروری برای تامین صورتحساب تلفن کم می‌کنید   بله مثلا نهار کاملا مهم است اما از هزینه آن برای پرداخت صورتحساب تلفن در پایان ماه استفاده می‌کنید یا حتی به جای کرایه ماشین، ترجیح می‌دهید راه ارزان‌تری را برای طی مسیر انتخاب کنید تا قبض تلفن برروی دستتان نماند
 

* یک شارژ کامل باتری به ندرت یک روز دوام می‌آورد 
  پس از مسواک زدن و شستن صورت آخرین کار معمولی که انجام می‌دهید، وصل تلفن برای شارژ است، زیرا در غیراین صورت نمی‌تواند پس از کاری که امروز برای شما انجام داده یک روز کامل دیگر دوام آورد. معلوم است که عمر باتری در برخی از تلفن‌های هوشمند پیشرفته کامل نیست اما شارژ روز به روز باتری دیگر چیزی از آن باقی نمی‌گذارد
 

* گویا دوستی را از دست داده‌اید وقتی تلفن شما خراب می‌شود 
  تلفن در یک لحظه بی‌احتیاطی از جیب‌تان به زمین افتاده و صفحه آن می‌شکند یا بر اثر عجله از جیبتان در قطار یا اتوبوس
می‌افتد و گم می‌شود یا بدتر از همه ممکن است تلفن از دستتان در یک دریچه فاضلاب بیفتد. تحت هر شرایطی که اتفاق بیفتد نمی‌توانید جلوی تکرار این اتفاق را در ذهن‌تان بگیرید و با به یاد آوردن محتوای دیجیتالی آن، بابت این اتفاق خودتان را سرزنش نکنید. 
 

*با دارندگان تلفن مشابه خود فقط درباره تلفن‌تان حرف می‌زنید 
  اگر چنین مکالمه‌ای بین شما و فرد مذکور دارای تلفن مشابه روی می‌دهد باید درباره اعتیاد خود به تلفن و زندگی اجتماعی‌تان تجدیدنظر کنید. 
 

*هنگامیکه تلفن‌تان را پیدا نمی‌کنید وحشت زده می‌شوید


اینجا مساله گم شدن تلفن مطرح نیست بلکه شما درمی‌یابید تلفن را در خانه جا گذاشته‌اید و احساس می‌کنید قلبتان از وحشت پایین و بالا می‌رود و پیش خود می‌گویید: «اگر کسی بخواهد به من زنگ بزند چه؟» اما یک نفس عمیق کشیده و زندگی را بدون دستیار دیجیتالی‌تان ادامه دهید
 

* تلفن را در حمام استفاده می‌کنید 
 
 این کار اشتباهی است اما نه به دلایل بهداشتی؛ اگر شما از تلفن همراه در حمام نیز استفاده کنید خود را از تنها مامنی که می‌توانید در برابر تماس‌های مکرر داشته باشید، محروم کرده‌اید.

 

كم هزینه ترین لذت های زندگی


1. گاهی به تماشای غروب آفتاب بنشینیم.

2. سعی كنیم بیشتر بخندیم.
3. تلاش كنیم كمتر گله كنیم.
4. با تلفن كردن به یك دوست قدیمی، او را غافلگیر كنیم.

5. گاهی هدیه*هایی كه گرفته*ایم را بیرون بیاوریم و تماشا كنیم.

6. بیشتر دعا كنیم.7. در داخل آسانسور و راه پله و... با آدمها صحبت كنیم.8. هر از گاهی نفس عمیق بكشیم.

9. لذت عطسه كردن را حس كنیم.

10. قدر این كه پایمان نشكسته است را بدانیم.

11. زیر دوش آواز بخوانیم.
ادامه نوشته

این دیوانگیست ...

 
این دیوانگیست ...  
که از همه گلهای رُز تنها بخاطر اینکه خار یکی از آنها در دستمان فرو رفته است متنفر باشیم ...
که همه رویاهای خود را تنها بخاطر اینکه یکی از آنها به حقیقت نپیوسته است رها کنیم

این دیوانگیست ...  

که امید خود را به همه چیز از دست بدهیم بخاطر اینکه در زندگی با شکست مواجه شده ایم که از تلاش و
 
کوشش دست بکشیم بخاطر اینکه یکی از کارهایمان بی نتیجه مانده است  
این دیوانگیست ...  

که همه دستهایی را که برای دوستی بسوی ما دراز می شوند بخاطر اینکه یکی از دوستانمان رابطه مان را
 
زیر پا گذاشته است رد کنیم 

این دیوانگیست ...
که همه شانس ها را لگدمال کنیم بخاطر اینکه در یکی از تلاشهایمان ناکام مانده ایم به امید اینکه در مسیر
 
خود هرگز دچار این دیوانگی ها نشویم  

و به یاد داشته باشیم که همیشه ...
شانس های دیگری هم هستند دوستی های دیگری هم هستند عشق های دیگری هم هستند نیروهای دیگری هم هستند و افق های بهتری هم هستند تنها باید قوی و پُر استقامت باشیم و همه روزه در انتظار روزی بهتر و
شادتر از روزهای پیش باشیم ...

انجمن ایراهستان دعوت می نماید...

در راستای اهدافی از جمله همدلی ومهرورزی و به خصوص پیشرفت منطقه  (بیرم .چاهورز . فداغ و...انجمن

فرهنگی ایراهستان در نظر دارد نمایشگاهی در نوروز با محوریت موضوعات فرهنگی برپا کند و از تمامی

کسانی که در زمینه نشریه ها و تشکل های فرهنگی (شعرنویسی. تالیف کتاب . موسیقی و...) فعالیت

دارند برای حضور در نمایشگاه دعوت می نماید .

 

این نمایشگاه به مدت دو روز در مناطق بیرم چاهورز و کریشکی برگزار می شود .

 

ارائه برنامه ها به شرح زیر می باشد:

 

۱ـ صبح روز اول :برگزاری برنامه تئاتر در چاهورز و چند نمایشگاه به صورت غرفه

 

۲ـ عصر روز اول : بازدید از موزه مردم شناسی در کریشکی و همچنین شب شعر در لاورستان

 

۳ـ صبح روز دوم : نمایشگاه نقاشی و طراحی در امامزاده بیرم همچنین کارگاه های داستان نویسی .   

 روش تحقیق و خبر نگاری ژورنال که این قسمت مخصوص دانشجویان میباشد

 

۴ـ عصر روز دوم: برنامه اختتامیه با سخنرانی دکتر عسکری و آقای زندوی و آقای اکبرپور و...

 

به گفته آقای باقری دبیر انجمن به علت بعد مسافت این نمایشگاه در فداغ برگزار نمی شود اما دو غرفه در این

نمایشگاه بهاره به فداغ اختصاص داده شده است.

 

انجمن ایراهستان تمامی کسانی را که در هر یک از این زمینه ها فعالیت دارند برای همکاری دعوت می نماید.

تاریخ دقیق برگزاری نماییشگاه به زودی اعلام می شود.منتظر حضور شما عزیزان در این نمایشگاه هستیم.

معرفی رشته تاريخ

 رشته تاريخ

موضوع اين رشته تحصيلي:علم تاريخ تحولات گذشته جامعه انساني که ميتواند زمينه سياسي، اقتصادي، اجتماعي يا فرهنگي داشته باشد را مورد مطالعه قرار ميدهد. به همين دليل رشته بسيار گستردهاي است و اشتباه است که آن را صرفا مطالعه مواد خام تاريخي بدانيم بلکه دانشجو فرا ميگيرد که چگونه از تحليل و تلفيق مواد خام تاريخي به نتايج علمي برسد. به عبارت ديگر آموختن روش تاريخي به مورخ کمک ميکند تا از ميان انبوهي از مواد خام، مواد خام معتبر را جدا کند و بر اساس روش تاريخي از بررسي آنها به نتيجه علمي برسد. در حالي که حتي مطالعهکنندگان جدي تاريخ که غيرحرفهاي هستند، هيچ معياري براي تشخيص و تعيين صحت و سقم رويدادهاي يک کتاب تاريخي ندارند و گاه از آثار غير موثق و غير معتبر استفاده ميکنند.

ادامه نوشته

قيمت چشم و گوش و دست و پا ...

يكى، در پيش بزرگى از فقر خود شكايت مى‏كرد و سخت مى‏ناليد . گفت: خواهى كه ده هزار درهم داشته باشى و چشم نداشته باشى؟ گفت: البته كه نه . دو چشم خود را با همه دنيا عوض نمى‏كنم.
گفت: عقلت را با ده هزار درهم، معاوضه مى‏كنى؟
گفت: نه .
گفت: گوش ودست و پاى خود را چطور؟
گفت: هرگز .
گفت: پس هم اكنون خداوند، صدها هزار درهم در دامان تو گذاشته است . باز شكايت دارى و گله مى‏كنى؟!بلكه تو حاضر نخواهى بود كه حال خويش را با حال بسيارى از مردمان عوض كنى و خود را خوش‏تر و خوش بخت‏تر از بسيارى از انسان‏هاى اطراف خود مى‏بينى . پس آنچه تو را داده‏اند، بسى بيش‏تر از آن است كه ديگران را داده‏اند و تو هنوز شكر اين همه را به جاى نياورده، خواهان نعمت بيش‏ترى هستى!

- برگرفته از: غزالى، كيمياى سعادت،

سخن بزرگان


 

 خوشبختي شکل ظاهري ايمان است ،تا ايمان و اميد و سخت کوشي نباشد ،هيچ کاري را نمي توان انجام داد . هلن کلر


هر کاري که انجام مي دهيد در واقع داريد وقتتان را مي فروشيد . آن را ارزان نفروشيد . برايان تريسي


کسي که داراي عزمي راسخ است ،جهان را مطابق ميل خويش عوض مي کند . گوته


مردان و زنان کهن در راه رسيدن به هدف ، يک آن هم نمي ايستند . ارد بزرگ


يک زندگي مطالعه نشده ،ارزش زيستن ندارد . سقراط


براي پرش هاي بلند ، گاهي نياز است چند گامي پس رويم . ارد بزرگ
هيچ گاه براي آغاز دير نيست ، همين بس که به خود بگويم اين بار کار ناتمام را ، پايان مي دهم . ارد بزرگ


زندگي مثل دوچرخه سواري مي مونه ..واسه حفظ تعادلت هميشه بايد در حرکت باشي ....آلبرت انيشتين  پيچ جاده، آخر راه نيست مگر اينکه تو نپيچي.

بزرگترين اقيانوس جهان آرام است پس آرام باش تا بزرگ باشي

 

رشد علم ایران :11برابر دنیا

رشدعلم ایران؛ 11برابردنیا
Web of Science پایگاه داده هایی است که رشد علم در خاورمیانه از جمله "ترکیه و ایران" را نشان می دهد و تائید می کند رشد علم در خاورمیانه 4 برابر سریعتر از متوسط جهانی است.
مهر: نتایج تحقیقات یک موسسه تحلیلی- اطلاعاتی در مونترال کانادا که در مجله علمی معتبر نیوساینتیست منتشر شده است نشان می دهد که خروجی علم در ایران 11 برابر سریعتر نسبت به متوسط جهانی بوده است.

شرکت کانادایی Science-Metrix گزارشی با عنوان "جابجاییهای ژئوپولتیکی در ایجاد دانش از 1980 تاکنون" را منتشر کرد.

این گزارش با ارزیابی تعداد انتشار مقالات علمی در پایگاه داده های Web of Science انجام شده است. Web of Science پایگاه داده هایی است که رشد علم در خاورمیانه از جمله "ترکیه و ایران" را نشان می دهد و تائید می کند رشد علم در خاورمیانه 4 برابر سریعتر از متوسط جهانی است.

در این گزارش آمده است: "آسیا بسیار سریعتر از آن چیزی که پیش از این تصور می شد برای جبران عقب ماندگیهای خود تلاش می کند و خاورمیانه منطقه ای است که بیشترین توجه را جلب کرده است."

خروجی علمی جهانی به طور مداوم از 450 هزار مقاله در سال 1980 به یک میلیون و 500 در سال 2009 رسیده است و در این بخش سال گذشته آسیا از آمریکای شمالی پیش افتاد.

اریک ارشامبال مولف این گزارش تاکید کرد که تعداد انتشار مقالات علمی ایران بر روی شیمی غیرآلی و شیمی هسته ای، فیزیک هسته ای و فیزیک ذرات و مهندسی هسته ای متمرکز شده اند. انتشار مقالات در مهندسی هسته ای 250 برابر سریعتر نسبت به متوسط جهانی است. هر چند که تحقیقات در بخش کشاورزی و پزشکی نیز افزایش داشته اند.

براساس گزارش نیوساینتیست، پیش بینی های Science-Metrix همچنین در مورد سال 2010 نشان می دهد که چین همانند آمریکا مقالات متعددی را در بخش علوم طبیعی و مهندسی را منتشر خواهد کرد و اگر این روند ادامه پیدا کند تا سال 2015 تعداد مقالات علمی چین در این رشته ها برابر با تعداد مقالات آمریکا خواهد شد. هرچند آمریکا می تواند تا سال 2030 در بخش علوم اجتماعی و انسانی بیشترین تعداد مقاله را منتشر کند.

خروجی علم در روسیه پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در 1991 به شدت سقوط کرد و تنها این کشور موفق شد در سال 2006 شروع به بازیابی توان علمی خود کند.